درد زمین


چهار و نیم صبحه بیدار شدم، درده دیگه ادم که نیست درک نداره هر وقت خواست می آید، امشب شب یلدای این ماه ام هست.
ذهن خالیم شده ان دشتی که پسر بچه افریقایی سرش را به نشانه تسلیم در برابر وحشی صفتی نوع بشر، بر زمین به سجده گذاشت تا طعمه عقاب شه. داشتم فکر میکردم چرا وقتی عکاس فرانسوی این صحنه را ثبت کرد، ادمها از خودشان خجالت نکشیدند؟

image

تو فکر کن روح بشر هنوز در غارنشین صفتی سیر میکنه هرچند تکنولوژی پیشرفت کرده باشد و لباسها مدرن باشد بازهم ما در خودخواهی همانقدر  عقبیم که در تکنولوژی جلو!
میدانی هر کدام از ما انسانها در مرگ این کودکان چقدر سهیم هستیم؟ به اندازه بی وجدانی مان که باعث خاموشی در برابر تفاوت مرگ انسانی با انسان دیگر میشود.
یک لحظه روی این طرح فکر کردم که مثلا سازمان ملل برای بچه دار شدن خانواده ها شرایط استطاعتی خاص میگذاشت تا از تولید فرزندانی اینچنین ک طعمه عقاب زندگی شوند کاسته شود. و سریعا چهار تا ادم سواستفاده گر از نام حقوق بشر، در گوشه دیگر ذهنم با یک لوح سفید ک نوشته داشتن فرزند حق ماست! تولید شد.

دسامبر تولدمه و من تولد دوست ندارم کاش میشد این فرهنگ تولد را دفن کرد.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s