نسل مرا چگونه قضاوت میکنید؟


مربوط یک نسلی هستم بین سنتی گرایی پوچ و روشنفکری بی حد و حصر. گاهی خودم هم خود را گم میکنم. درک دو نوع قضاوت با ۱۸۰ درجه تفاوت برای من سخت است. گاهی از این طرف خسته میشوم گاهی از طرف مقابل. گاهی سنتی ها به نسل من نیشتر هرزگی میزنند گاهی روشنفکرنماها. دید هر دو نوع دسته به یک چیز خاتمه می یابد و آن برداشت اشتباه از من هست. چسبیدن به دین دسته اول خسته کننده است وقتی همه چیز را با بهشت و جهنم می سنجند ان هم بهشت و جهنمی که خود تفسیر میکنند. انسانهایی که همیشه خود را پاک تر از دیگران می بینند و امیدوارند که عاقبت شان بهشت باشد چرا که در مقایسه با روشنفکرنماها بیشتر یارب یارب شان عرش را به لرزه در اورده هر چند که اگر در کنار روزه ها و نماز شب هایشان همخوابگی ای با یکی دو زن، خوردن حق یکی دو نفر، دروغ گفتن به یکی دو نفر، غیبت تهمت و سوظن و اووووه از این دست گناه هایی که کردنشان عرف شده و چندان عیبی نیست حتی اگر اشکار شود هم در کارنامه دارند.

روشنفکر نماهایی که زن را فقط با سکس تفسیر میکنند. زن و فریاد زدن برای و بنام زن برایشان نام و نان شده است. سخت است که به انها تهمت بزنی که فمینیست نیستند موقعیت شان به خطر می افتد. در جامعه ای که من بودم همه از هر نوع مردی، پولدار پیر باسواد شیخ لایک دانشجو سیاست مدار… از هر دسته ای به فکر کام گرفتن از خانم های هم گروه شان هست به هر اندازه ای که امکان پذیر باشد. به هر کس اعتماد کنی یک قدم به کام گرفتن از تو نزدیک شده است.

گاهی هم که حساب کتاب میکنم می بینم که شاید اشتباه کرده ام. همه اینها یک دسته هستند همین روشنفکران کابل. کدامشان زوج هستند؟ چند تایشان؟ اسم همسر چند تای اینا بر سر زبان ها است یا کسی اصلا خانم اش را یک بار در یک مجلس دیده؟ عمق فکری شان رسوبات همان افکار سنتی است که در خون و رگ شان امیخته شده و کنار گذاشتن ان قضاوت ها برایشان سخت است. به حدی که ازادی بیان را فقط برای دختر همسایه دوست دارند. خواهر و مادر جایشان در پستوی خانه است. و جالب اینجاست که به این فکر نمیکنند که اگر دختر همسایه را به اسم روشنفکری به لجن بکشانند بردارش همین کلاه را سر خواهر خودشان میگذارد. خیلی هایشان لا و بالی گری را قالب روشنفکری میکنند و به خورد دخترهای تازه به دوران رسیده میدهند و تا این خانم ها به خود بیاییند کار از کار گذشته و پرونده ای سیاه و بلند از کینه به این موجودات را در دل دارند.

هر کسی از ظن خود شد یار من …

پ.ن: این روزها می ترسم از همه چیز. به روابطم شک میکنم. دوستانم را مرور میکنم. گذشته و حال که ببینم چند چندیم؟

 

Advertisements

4 دیدگاه برای «نسل مرا چگونه قضاوت میکنید؟»

  1. سلام عمه سنگری آوازه ات را شنیده بودم و فرصت نبود که نوشته هایت را بخوانم بهر حال فرصتی پیش آمد که دل نوشته هایت را با احساس انسانی خواندم و جالب بود
    اگر خواستی سری به نوشته های شکسته و درهم این جانب را بخوانید به:
    http://www.alizaferyosufi.bogfa.com
    اگر زحمتی نیست مراجعه کنید
    خوشحال خواهم شد

  2. در ایران حقوق زنان پایمال می شود ولی دیگر در افانستان کار از پایمال شدن هم گذشته و به فاجعه رسیده است
    و تا زمانی که مردان پابه پای زنان برای برابری زن و مرد نجنگند
    حقوق زنان بازپس گرفته نخواهد شد

  3. سلام تشکر از اینکه سر زدی. متاسفانه بلاگفا باز نمیشه از اینجا شاید هم دولت وبلاگ شما را بسته باشد. یا بخاطر فیلتر ایران این اتفاق افتاده به هر حال من نتوانستم وبلاگت را باز کنم.

  4. سلام.
    خوب دیگر چه می شود کرد. در این بوم و بر، یا از این طرف بام باید افتاد یا از آن طرف.
    اگر کسی از هیچ طرفی نیافتاده باشد (که پیدا کردنش امری بسیار سخت است) باید کلاه خود را به آسمان انداخت.
    اینجا به طرف که رو کنی، نا امید می شوی حتی اگر به بالا بنگری.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s