پاره ای از زندگی قشری از دختران افغانستان


شما درباره زندگی دختران افغانستان چه میدانید؟

دختر افغانستان کلا از همان ابتدا که بدنیا می آید و درک میکند، برادرش را چون پسر است به خودش ترجیح میدهد. از طرف خانواده به او اینگونه تلقین میشود.

وقتی دخترک پنج ساله است.

وقتی یک دختر و یک پسر کوچک  درحدود سنین پنج سال در یک خانواده زندگی میکنند اگر پدر بخواهد پسر را با خود بیرون ببرد برای دختر اعتراض نکردن خیلی عادی است حتی در لباس پوشیدن برادرش کمک هم میکند. اما اگر بر فرض محال قرار باشه دختر با پدر بیرون برود یک نگرانی در چهره دخترک حس میشود اینکه اگه برادرش مخالفت کند چه ؟ اگه گریه کند و اخر پدر تصمیمش عوض شود چه؟ و در نهایت از اینکه برادر هم با آنها همراه شود نه تنها اعتراضی نمیکند که خیلی هم با آغوش باز می پذیرد.

دختر افغانی وقتی بزرگتر میشود مثلا هشت ساله.

او دیگر حق بیرون رفتن با پدر را ندارد، نه اینکه بگویند تو بزرگ شده ای و جار و جنجال شود نه! خیلی راحت بدون هیچ اعتراضی خودش که به این سنین رسید انگار بهش وحی شده باشه دیگه میلی به بیرون رفتن با پدر ندارد. روسری هم وارد زندگی اش شده به همراه دامن یا پیراهن های بلند تا زانو یا پایین تر. و دخترک هشت ساله افغانی کاملا چهره یک زن کوچک را به خود گرفته.

وقتی دخترک حدود دوازده ساله شد.

در خانه هم جایش تنگ تر میشود او حق ندارد که سر کوچه برود و برای خودش چیزی بخرد، وقتی هم که مهمان می آید حق ندارد به اتاق پذیرایی برود چون بزرگ شده و دارد جوان میشود و احتمالا خودش هم غرق جنجال های جنسی اش است. سینه هایش رشد میکند و او مجبور است به فکر این باشد که چطور آن را پنهان کند تمام شب و روزش به سینه های خودش مادرش خواهر عروسی کرده اش دختر همسایه و … فکر میکند و اینکه چطور آنها را از دید پدر و دیگر مردان قایم کند. او از عشق می ترسد از مرد هراس دارد نه اینکه کسی به او تجاوز کرده باشد همینطوری باز هم به او وحی میشود که هر روز ممکن است بلایی به سرش بیایید بخاطر این تغییرات. این همان زمانی است که درباره رفتن به مکتب و ادامه تحصیلش در خانه بحث میشود

وقتی شانزده ساله شد.

او دیگر کاملا مثل مادرش شده کاملا حرفه ای در کار خانه و فضولی نکردن در کار بیرون از خانه، دقیقا کپی مادرش و اصلا هم مهم نیست که چند کلاس درس خوانده و اگر خیلی خوشبخت باشد تا حالا موفق شده که صنف یازده باشد. اما به طور معمول او خیلی وقت است که درس را رها کرده و به شغل شریف آشپزی و هنر خامه دوزی روی آورده. تقریبا تمام جهازش را خامه دوزی کرده. و اگر زرنگ باشد از طریق این هنر در آمدی هم دارد که با آن به تحصیل برادرش کمک میکند و گاهی هم برای خودش پنهان از چشم مادر لباس زیر میخرد. دختر شانزده ساله دلش میلرزد وقتی که کارت  دعوت عروسی یکی از هم سن و سالانش به خانه شان می آید. نگاه سنگین مادر و پدر از فکر کردن به درد شب اول زفاف برایش سنگین تر است. حاضر است هر دردی را تحمل کند اما یک خواستگار بیایید تا دیگر احساس سربار بودن برای پدر و مادرش نکند. و ازین بیشتر مایه شرمساری آنها نشود.

وقتی بیسست ساله شد.

اکثرشان ازدواج کرده اند، کاملا تابع و مملوک شوهر، بهتر است بگویم کنیز تا همسر! حتی اگر کنیز هم نباشد از همسری فرسنگ ها فاصله دارد، او یکی یا دو و در بعضی شرایط که چهار پنج تا هم اولاد دارد، تمام روز به فکر لباس درست کردن برای مهمانی و عروسی بعدی است، اینکه چند نفر در فامیل مرده دار هستند، چند نفر تازه عروس و داماد، چند نفر از مسافرت آمده اند، همیشه در لیستش هستند برای اینکه آنها را به مهمانی که رسم است دعوت کند. دختر بیست ساله به فکر فخر فروشی کار و تیپ و سرمایه شوهرش سر سایر زنان فامیل است، از خودش هم چیزی جز طلاهایش برای فخر فروشی ندارد.

اگر ازدواج نکرده باشد احتمال میرود که یکی از دلایلش تحصیلش باشد، چون فامیل دوست ندارند دختری را که حس میکنند از پسرشان بالاتر است را به عروسی انتخاب کنند. باید دختر همیشه پایین تر باشد خیلی از دخترها فرصت تحصیل را به خاطر همین موضوع از دست داده اند چرا که پدر میداند اگر دخترش لیسانس بگیرد دیگر کسی خواستگار او نخواهد بود. دختر بیست ساله کاملا مذهبی است، مجبور است که باشد، او به همه مجالس و مراسم دعا شرکت میکند بلکه در رحمت سرش باز شود و دیگر همسایه و فامیل و خانواده به او نگویند «دختر ترشیده».

وقتی بیست و پنج سال به بالا شد.

اگر ازدواج کرده که همان زن ساده خانه دار افغانی است با جنجال های زندگی شخصی اش و احتمالا یک دخترکی هم دارد که به او زن بودن را آموزش میدهد

اگر ازدواج نکرده دیگر تا حالا با این موضوع کنار آمده که از نظر فامیل او «ترشیده» و تمام کلاس های هنری را  به اتمام رسانده وحتی ممکن است از سر بیکاری دوباره به درس خواندن روی آورده باشد. او نفس میکشد تا زنده بماند. منت مادر پدر برادر و احتمالا زن برادر را هم میکشد. تمام روز کار میکند تا کسی تحقیرش نکند…

نکته:

البته این موضوع در زندگی تمام دختران افغانستانی صدق نمیکند، خیلی خانواده ها به این شکل نیستند که امید است در دفعات بعدی به زندگی این قشر و مصائب شان بپردازم. اما انکار ناپذیر است که دختران یک قشر بزرگی از جامعه هنوز به این شیوه زندگی میکنند.

 

 

 

Advertisements

9 دیدگاه برای «پاره ای از زندگی قشری از دختران افغانستان»

  1. salam bayad begam ame sangari ke kheli ghashang minevisi man ba in ke ye pesar hastam vali mitonam ba in tarife shoma az yek dokhtare afghani tamae ranj va moshkelate onaro mojasam konam. vaghean zibast in kareton be omid in ke in veblage shoma rozane beshe vase tanafose dokhtarane afghani . bazam migam afarin.

  2. گزارش دقیقی بود از وضع اکثر دختران افغان. عالی.

  3. khaili alli bod waqan ashk dar cheshmanam jam shod, ma hama inrozgar ra separi kardim ya dar jaryan separi kardanesh hastim.

  4. دختران مظلوم افغاني. دخترهاي جواني كه از برادر كوچكشان حساب ميبرند و يك آقا بالاسر است برايشان. اما به قول تو بارقه هاي اميدي هست و اميدوارم هر روز بيشتر شود.

  5. در کردستان ایران هم، جایی که من به دنیا آمدم و بزرگ شدم، شرایط زندگی دختران تا سی چهل سال پیش، بسیار شبیه بود به توصیف شما از دختران افغان. اما در چند دهه ی گذشته، علیرغم حاکمیت دولت اسلامی، تغییرات مثبت زیادی در این زمینه روی داده. شک ندارم که دیر یا زود در افغانستان هم چنین تحولات مثبتی را شاهد خواهیم بود.

    نوشته های شما به بهبود سریع تر این شرایط کمک خواهد کرد. موفق باشید .

  6. من مدت زیادی نیست که وبلاگت رو میخونم ولی‌ از کاراکتر شخصی‌ خودت خوشم میاد،نمیگم تابو شکنی ولی‌ پر جرعتی،من ایران به دنیا اومدم و میدونم که محدودیت برای زن مسلمون چقدر کشنده و غیر قابل تحمله،اما به این امید دارم که همیشه بد از هر شب سیاه یه صبح زیبای آفتابی هست.امیدوارم روزی زن افغان به جایگاه حقیقی‌ خودش برسه…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s