عقده هاي نهفته ي ما افغان ها


وارد سرك هميشه مزدحم پل باغ عمومي مي شويم

چند قدم مانده به پايان سرك موتر ايستاد

كمي جلوتر شلوغك است پيش تر كه رفتم دو نفر هيكلي يك نفر ديگه را لت مي كردند صداي مشتهايي كه به صورت ان مرد مي خورد اين طرف سرك به من مي رسيد و در روحم ثبت ميشد هنوز هم كه يادم مي ايد چشمهايم را از درد مي بندم،

هيچ كس پيش نمي رفت تا جدا كند ان سه نفر را از جان همديگر، و براي خودم هم چقدر ديدن اين صحنه ها اسان تر شده بود

همه ان مشت ها عقده هاي نهفته يا همان خاكستر هاي زير آتش خشم ونفرت سالهاي جنگ در افغانستان است هر چند كه پنهان مي شود اما فراموش نميشود تا در كمترين فرصت ممكن بروز كند …

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s