مردان سرزمین من

این سرزمین که رسانه های بین المللی مردانش را جز وحشی ترین مردان دنیا معرفی کرده که با بهانه سنت و مذهب فاعل تنیدن تار عنکبوتی جهالت و ظلم به زندگی زنان این سرزمین هستند که از ان هیچ خلاصی ندارند، گاهی بر خلاف تصور عمومی و بر خلاف واقعیت های تلخ جاری در کشور در بین اخبار منتشر شده از ظلم و زور جنس نر، مردانی خبرساز میشوند که همه تصورات قبلی تاسف بار درباره مرد افغانستانی را زیر سوال میبرد.

به عنوان یک زن، که فعالیت های اجتماعی میکنم معتقدم زمانی جامعه سالم است که در ان جنسیت عامل قدرت نباشد، جنسیت تنها لازمه طبیعت برای رشد و بقای نسل بشر است. در افغانستان اما زن جنس دوم است، حتی مردانی که به حمایت زنان بر میخیزند با حمایت هایشان و با فراهم کردن محیط رشد بیشتر برای زنان خانواده و اطرافشان باعث شرمندگی عده ای از آن نوع دیگر مرد میشوند، و اصطلاحا به این مردان حامی حقوق زن گاهی بی غیرت هم گفته میشود.

امروز پنج مارچ ۲۰۱۵ تعدادی از مردان افغانستان در اعتراض به خشونت ها و محدودیت هایی که  زنان این سرزمین از طرف جامعه سنتی و مذهبی متحمل میشوند، در یک حرکت بدیع، برقع یا همان چادری به سر کرده در مقابل کمیسیون مستقل حقوق بشر در کابل تجمع کردند.

یکی از تظاهرات کنندگان به من گفت: هدف ما بیرون آوردن بزرگداشت سمبلیک روز جهانی زن از هتل های شیک با هزینه های هنگفت  و حس همزادپنداری و درک واقعی احساس چادری پوشیدن توسط مردان بود. ما هیچ نوع مخالفت و موافقتی با چادری پوشیدن و نپوشیدن خانم ها نداریم تنها خواستیم حس چادری پوشیدن را تجربه کنیم. حس یک زن که با پوشیدن چادری به نوعی معلول است، در سرک قدم برمی دارد، یک دستکول بر شانه، یک طفل در بغل، دو فرزندش به دنبالش وهر لحظه بیم این را دارد که مردی به او چیزی خواهد گفت.

بالاخره مبارزه از یک جایی شروع میشود. بدون شک این مردها مورد انتقاد شدید قرار خواهند گرفت. اما مردی که در کنار زن می ایستد، میداند که در چه راه سختی قدم برداشته.

شخصا از اینکه این روزها چنین اعتراضاتی در کابل برگزار میشود خوشحالم. من یک تغییر مثبت می بینم، تغییر به سمت ایجاد فضایی بازتر برای فعالیت های زنان، همین که مردی به مخیله اش خطور کند که چادری بپوشد برای من باور نکردنی است چه برسد که به خیابان ها بریزند و زنان زیادی به حمایت از انان پشت سرشان بایستند.

با اینکه در فیسبوک نظرات گوناگونی نوشته شده بود. بسیاری ها دشنام دادن و لقب دادند و مثل همیشه قضاوت قومی کردند و مردان یک قوم را بی ناموس و … خواندند اما در مقابل خشونت هایی که هر روز در هر گوشه از افغانستان علیه زن سر میزند و انقدر عادی شده است که حرکت های اینچنینی در حمایت از زنان عجیب است و زنان را هیجان زده میکند، حداقل خوشحالم که هنوزم مردانی داریم که خبری میسازند که در ان نه تنها به ناموس کسی تجاوز نشده، گوش و بینی بریده نشده بلکه با زنان همدردی کرده اند.

مردم موجودات عجیبی هستند، هیچ وقت معیارشان برای تقبیح تقدیر، معلوم نیست، همیشه نکته ای هست که انها یک حرکت مدنی را به دید انتقاد ببیند و همیشه نفس نیت حرکت های اینچنین تحت شعاع ظاهر و روش کار قرار میگیرد و نقد بجای اینکه به روی دست اورد و هدف حرکت باشد روی خود کار انجام شده است.

در این لینک میتوانید بخشی از اعتراض را مشاهده کنید.