كودكان مهاجر افغان در مكاتب سوئدن


از سال ٢٠١٥ بعنوان معلم زبان مادري در بيش از بيست مكتب استكهلم كار كردم و بيش از صد شاگرد داشته ام ولي بجز دقيقا سه نفر از شاگردهايم بقيه همه بلا استثنا در وضعيت فاجعه بيسوادي بسر ميبرند در ترم جديد شاگردي دارم كه از ٢٠١٥ در سويدن بوده و هر ترم زبان مادري داشته ولي نميتواند حروف الفباي فارسي را بنويسد و بخواند و در همه اين زمانها معلمين معاش خود را دريافت كرده پي كار خود رفته اند.

اينها اكثر پسران نوجواني هستند كه قرباني پروژه هاي اينتگريشن و تصميات اداره مهاجرت درباره وضعيت مهاجرتشان شدند،. حتي در مكاتب بطرز مسلكي اموزش نديدند، هر روز كه ج يكي از شاگردان جديدم كه فارسي را الفبا و رياضي را از شناختن علائم جمع و تفريق و مساوي پيشم شروع كردن ميبينم، اشتياقش براي يادگيري از معلمي كه حداقل تلاش ميكند كه انچه او نياز دارد را به او اموزش بدهد، بيشتر غمگين ميشوم، اين ادم اگر سه سال معلم درست ميداشت الان وارد دبيرستان شده بود درحاليكه او هنوز فارسي را خوانده نميتواند و كسي خبر ندارد!!!