تياتر ستاره ها و نتيجه گيري هاي سرچوكي


چند روز پيش رفتم اجراي منيره را ببينم. تياتر ستازه ها، بازي در نقش چهار زن افغان كه گرفتار جنگ و سنگسار و تجاوز ميشوند و در ان بين ميترسند، غرورشان را انتخاب ميكنند عاشق ميشوند همه چيز خود را ميبازند و بالخره هر كدام پيامي از وجود زن و وضعيت زن در ان سياه چال ميدهد.

بعد از برنامه شخصيت شخيص فعال همه فن حريف در روي همه صحنه هاي اجتماعي به همراه ج.ل دعوت شد تا درباره وضعيت زنان بعد از طالبان و وضعيت زنان بعد از انتخابات پيش رو حرف بزند، نتيجه بحث براي من اين بود كه مهاجرين مقيم استكهلم دقيقا وضعيت مهاجرين ايران را دارند با اين تفاوت كه در گذشته سرفلكه ها بحث و تفسير ميشد ولي اينجا هر كس از هرجايي يك بلندگويي پيدا ميكند تا محتويات ذهنش را خالي كند، مهمتر از همه با فرض اينكه داناي كل است و وقتي جايي حرفي ميزند همه شنونده ها ابله هستند و هيچ تحليل بهتري جز خود او ندارند، اخه …. خانم يكم مطالعه كن تويي كه نفست به تعداد بلندگوهايي كه هر جا به هر بهانه پيدا ميشه بند هست، قبل از خزعبلات پراكني يك كم مطالعه كن! باز خوبه ج.ل در صحنه حضور داشت و كلمه بخوردش ميداد و بحثي را هم كه معلوم بود قبلا تقسيم بندي شده را باز هم ماست مالي ميكرد و يك دو كلمه قانع كننده به خورد مردم ميداد.

پ.ن: بهش گفتن كه نظرت درباره وضعيت امروز زنان چيه؟ فرمود چون بچه بودم بابام مادرم رو خيلي كتك ميزد بعد من بزرگ شدم منو هم با كتك ميخواست نامزد بچه كاكايم كند بعد من گفتم نه و فهميدم اها ما ميتوانيم! و ناگهان همه تلاش هاي زنان امروز براي ورود تعداد بيشترشان به پارلمان تلاش براي معاونيت رياست جمهوري، تعداد زنان كارمند در ارگانها، تلاش فراگير براي فراگير شدن تحصيلات دختران، مبارزات اجتماعي زنان و تحصن ها براي مبارزه عليه خشونت هاي جنسي و تجاوزات و اتش زدن زنان در قريه ها، و و و همه پر شدن و من به شهود تازه اي از وضعيت روشن زنان در افغانستان از ديد كسي كه خود را آگاه به حقوق ما ميداند و چهار دست و پا به هر بلندگويي حمله ور ميشود رسيدم!،

تماشاي اين صحنه ها خنده دار نيست، گريه دارد.