فردا امتحان دارم، امروز رفتم عشق جان، جان و روح دو عالم را سخت در اغوش گرفتم و بوسيدم و بوييدم و بهش قول دادم كه فردا بعد از امتحان ميگريمش و تعطيلات پاييزي خوبي خواهيم داشت.

به مادر زنگ زدم از اف بودنم ناراض بود، خودم هم همينطور. تمام سلولهاي بدنم اغوشش را ارزو دارد.