سلام جام جهاني 🤪


امروز فيلم Etternal sunshine of the spotless man را درحالي پلي كردم كه از خستگي توان نشستن نداشتيم. ث كه رفت رسما بخوابه. در نقطه حساس فيلم حس كردم وضعيتم لايق اين فيلم خوب نيست. خاموش كردم و با خاطر اسوده خوابيدم. وقتي بيدار شديم دو ساعت مانده بود به شروع فوتبال سويدن و جرمني. گفتم بريم؟ دو دل بود من هم ادم افسرده اي كه سريع نرفتن را جشن ميگيرم ولي ديدم امده بالاي سرم كه بايد برويم، بخاطر من خودش را از جا كنده بود، مجبور شدم ده دقيقه اي اماده شوم، اگر ميفهميديم انقدر خوش ميگذرد از صبح براي رفتن برنامه ميرختم. وارد يكي از مشهورترين و بزرگترين بارهاي استكلهم شديم و بين كل مجلس من و رفيق طرفدار المان بوديم. بيست دقيقه از بازي گذشته بود كه ما تازه وارد بار شديم به ث گفتم نگران نباش حالا كه رسيديم المانت گول ميخوره و شوقت ميپره، تا رسيديم گول خورد. لووول. بعد براي دلداري گفتم بيخيال اخرش ما دو يك ميبريم، دقيقه نود دو يك برديم كاش شرط بندي كرده بودم…. 🤓✌️😎

Advertisements