پاي استدلاليون چوبين بود 


بين ملل خاورميانه رايجه كه توقع داشته باشند بخاطر تغيير فكر و رفتارشان بايد مورد ستايش و تحسين و احترام ان هم  از نوع  پاچه خواري قرار بگيرند.( انهايي كه حرفم را رد ميكنند را بايد ناديده گرفت تا جوهر وجودشان را نشان بدهند از صدتا يكي اگر متمايز باشه) 

گاهي فكر ميكنم چقدر ابلهانه است اگر تو كله من چيزي ميگذره بايد شريك زندگيم بگه وا اسلاما چه الماسي چه عقلي چه تدبيري بيا بپرستمت. نه اينكه من جز اين دست هرگز نبودم و از شكم مادرم بيخيال به به چهچه ملت بدنيا امده ام نه. بودم اما با بدتر از خودم روبه رو شدم كه متوجه شدم و اين خودش نكته مثبت قضيه است كه ميشه گفت از( هر) انساني ميشه چيزي ياد گرفت. بدترش اينه كه در حالت برعكسش كسي نميخواهد بخاطر طرز فكرش و به تعقيب رفتارهاي ناشي از ان طرز فكر توبيخ بشه. آنجاست كه پاي توجيه مياد وسط. تا زماني كه توجيه اولين راه حل هست رسيدن به توافق نظر ناممكنه. بدترينش اينه كه در زندگي با توجيهاتي رو به رو ميشوي كه در حد بالااوردن تهوع آوره، ادمهايي كه انقدر خود را مقبول ميدانند كه با لشكر چين هم يكجا شوي يك درصد احتمال نميدن كه طرز فكرشان كارساز نيست. نا اميدكننده است كه فكر كني با اين پيشرفت تكنولوژي همچين موجوداتي هنوزم هستند. ولي هستند.

Advertisements