دستش را گرفته زیر چانه، با نگاه پر معنی بسمت چپش خیره شده، یک شال گردن چهار خانه سیاه سفید انداخته دور گردنش، من به صورتش خیره میشوم، نگاهش خیلی عمیقه طوری که ادم حس میکنه رسالتش از دنیا امدن همین بوده که شاهد این یک صحنه باشه و غرق بشه تو خواستن این موجود، در همان لحظه با همان نگاه، با اون مفهموم، لباس، چهره….

Advertisements