از سیاست تا زندگی خصوصی


صبح علی الطلوع سراغ تحلیل نیویورک تایمز رفتم, (چه حماقتی!) که در رابطه جنگ در افغانستان پرداخته بود٬ یاد صحبتی افتادم که هفته ها پیش با خانواده ام داشتم و اینکه همه نگران وضعیت امنیت و آینده افغانستانیم. سرمایه زندگی ما هزاره ها به اندازه یک جوال آرد چند کیلویی است٬ یعنی که ما در طول تاریخ فقط یک بار کوچک را حمل کرده ایم و نداشتن همین جوال« خریطه» آرد امروز مشکل اساسی زندگیست.

تصور کنید جنگ داخلی در افغانستان به معنی واقعی آغاز شود و ما هر خانواده هزاره بخاطر دم تیغ بودن، بی ثباتی و قومی شدن جنگ و بخاطر منافع استخبارات منطقه و یا پشتونوالی شدن قدرت بازهم مجبوریم مسیر مهاجرت را در پیش بگیریم.  اینکه این جنگ چقدر به منافع پشتونها یا تاجکهاست اما برای هزاره ها هیج جنگی منافع آور نبوده و از زمان عبدالرحمن جابر تا امروز قربانیان اصلی این سرزمین هزاره ها اند.

جدا از سیاست زندگی خصوصی من به این جنگ وابسته است٬ جون بحران در افغانستان باعث میشه سرمایه ناچیز خانواده ام نابود شود٬ خانواده ام از تحصیل بماند٬ فرصت های کاری و تامین بودجه زندگی از میان برداشته شود٬ همه اعضای خانواده ام مهاجرت دیگر و مهاجرت ها را تجربه خواهند کرد.

اصولا انسان خوشبین و امیدوار به آینده هستم٬ سالهای زیاد را در خوشبینی و حرکت های مثبت و سازنده سپری کردم و تجربه خوبی را برای مدیریت بحران بدست آوردم اما در این روزها حس میکنم که دیگر به هیچ چیز خوش بین نیستنم. گیجم از سیاست دو پهلوی غرب که بنام دموکراسی در افغانستان به خورد جهان میدهد و در نهایت گاهی نگرانی از اوضاع افغانستان مرا تا سرحد نا امیدی مطلق میکشاند و نمیدانم چرا؟

اگر هیج بحثی نباشد٬ بحث جنگ روانی و طالبانیزم شدن افغانستان به سبک پشتونوالی امروز تاثیرات منفی اش را در زندگی خصوصی من گذاشته است. من اینجا باید دست و پا بزنم که خودم و زندگی ام را مدیریت کنم تا بعد بتوانم فکر اصولی کنم که آینده خانواده ام٬ قوم و تبارم و مردم سرزمینم چه میشود!؟

حالا زمان آن رسیده که با خودم کنار بیایم٬ و واقعا قبول کنم که هر کسی مسول سرنوشت خویش است، از برادرم بخواهم که محکم بایستاند و خواهرم را جدی بگیرم و نگرانش نباشم٬ چون خودش امروز یکی از چهره های موفق در عرصه تحصیل زبان فرانسه است. خودش شرایط فکری بهتری دارد٬ بخوبی وضعیت زندگی خود و خانواده را درک میکند.

قدم بعدی

میخواهم یک زن امروزی باشم تا به ساختن جهان خود و جهانم نقش ارزنده بازی کنم.

سعی کنم متفاوت باشم و این حس کمکم میکند تا در فهمیدن زندگی قوی عمل کنم.

از بحث های حاشیه ای که مانع کار قوی و ارزشی میشود اجتناب کنم.

وقت فرار از ترافیک مغزی است.

توقع بیشتری از شرایط پیش آمده نداشته باشم و خودم را برای مبارزه طولانی مدت برای تغییر مثبت آماده کنم.

به اهدافم باورمند باشم همانطور که همیشه اطرافیان مرا بیشتر از خودم قبول داشته اند.

همانطور که عملا وابسته کسی نیستم، از لحاظ روانی هم استقلال کامل همه جانبه را تمرین کنم و همان شخصی باشم که خودم دوستش دارم.

از زمان خوب استفاده کنم و این طرز دید را در خانواده و کودکم منتقل کنم.

وارد جنگ افغانستان نشوم٬ بهتر است بجایش خودم را برای صلح با خویشتن و بعد برای آوردن ثبات در زندگی نزدیکانم رهبری کنم.

شعور سیاسی ام را بالا ببرم.

به عشق و زندگی خصوصی ام برسم و عشق بورزم.

از بیشعور ها فرار کنم.

Advertisements

2 دیدگاه برای «از سیاست تا زندگی خصوصی»

  1. قدم بعدی تان را دوست دارم.. موفق و پایدار باشید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s