سفرنامه کوریا (تاریخ)


مردم و تاریخ همدیگر را میسازند، تاریخ مردم را و مردم تاریخ یک سرزمین را. ملت ها و دولت های هوشیار سعی میکنند همیشه پیوند مردم ان سرزمین با تاریخ شان را استوار نگه دارند، و البته خیلی هاهم سعی کرده اند که برای ثابت کردن خودشان یا قدمت دادن به تبار شان حتی تاریخ را تحریف کنند، این دقیقا چیزی است که در کشور ما افغانستان در طول تاریخ اتفاق می افتد و در آشکار ترین ان، نهضت سیاه طالبان به قیمت انفجار مجسمه های تاریخی بودا تلاش در محو تاریخ یک منطقه و مردم اش کردند.

در سفرم به کشور کوریا این نکته دقیقا چیزی بود که به وضوح همه جا می دیدم. ملت هوشیاری که سعی دارد تاریخ کشورش حتی اگر چندان دور هم نباشد به شکل مثبت، با یاد اوری و ذکر افتخاراتشان، به نسل جوان منتقل کند، واضح است من هزاره، که اهل کشوری هستم که تاریخم با قباحت و وحشی گری عوض و تحریف میشود باید خیلی تحت تاثیر فرهنگ این مردم در انتقال داشته های تاریخی شان به شکل بسیار مثبت و صادقانه، قرار میگرفتم.

در این کشور، درس تاریخ یک درس الکی نیست، برایش سرمایه گزاری میکنند، ساعت های درسی تاریخ کودکان را با معلم هایشان به موزیم ها می برند، ورود به موزیم ها رایگان است، موزیم ها را بسیار زیبا، دقیق و عمیق طوری ساخته اند که به محض ورود احساس پای گذاشتن به جای بسیار متفاوت که به زمان دیگری وصل است داشته باشیم.

موزیم ملی کوریای جنوبی در شهر سیول بزرگترین موزیم این کشور است که در سال ۲۰۰۵ بازسازی شده این موزیم در جنگ با کشور جاپان اسیب زیادی دیده بوده است. یک طبقه ان فقط مختص به الفبای این کشور می باشد، همانطور که در پست قبلی اشاره کردم کشور کره جنوبی قبلا تحت استعمار چین بوده و زبان تکلم و نوشتار این مردم هم چینی بوده است، سالها بعد از استقلال از چین همچنان این مردم با الفبای سخت چینی درگیر بوده اند، و البته در گذشته ها،  حدود سالهای ۱۴۰۰، سواد مربوط دربار و طبقه بلندپایه کشور بوده است و مردم از این نعمت محروم بوده اند.

کیم سو جونگ:

چهارمین پادشاه سلسله چوسان، که محبوب ترین و پرافتخار ترین مرد تاریخ کوریای جنوبی است، حروف جدید کوریایی که به اسم هنگول Hangeul یاد میشود را که شامل ۱۷ حرف بی صدا و ۱۱ حرف صدا دار است را در سال ۱۴۴۳ اختراع و ارایه کرد. این حروف شبیه حروف لاتین هستند. و بعدا محکمه جوسان، کتاب های مقدس مانند اموزش های بودایی را از چینی به این زبان ترجمه و همه جا منتشر کرد، بعدها بجز کتاب های مذهبی، داشته های علمی و نظامی هم به این زبان ترجمه شد اینچنین این سلسله توانست این زبان را جایگزین زبان چینایی کند.

البته درباریان با این عمل پادشاه کیم سو جونگ مخالف بودند که زبان نوشتاری مکتوب های رسمی دربار را به هنگول تغییر بدهد به همین علت این زبان ابتدا زبان عامیانه مردم شد، و همچنین از همه حتی زن ها خواسته شد که خواندن و نوشتن این حروف آسان را یاد بگیرند، اما مکتوب های رسمی تا دیر زمان به چینایی نوشته میشد سه قصر بزرگی که در شهر سیول دیدن کردم، روی ورودی ها و طاق ها از حروف چینی استفاده شده.

دولت کوریا از هر فرصتی به هر شیوه ای استفاده میکند تا داشته های تاریخی اش را حفظ کند و توسط ان کوریا را یک کشور قدیمی و غنی نشان بدهد، و خیلی هم در این کار خلاقیت دارند مثلا یک جایی پل زیر زمینی زده بودند تا دو طرف خیابان را به همدیگر وصل کنند اسم ایستگاه متروی این منطقه ایستگاه پادشاه کیم سوجونگ بود. و در این زیرمینی به طرز بسیار زیبایی روی دیوارها فیلم های کوتاه، قطعه های نقاشی، و اثار دستی و لباس های قدیمی را به نمایش گذاشته بودند عابرین هم از فضای متفاوت استفاده میکردند هم انجا به یک محل توریستی تبدیل شده بود.

همچنین این پادشاه بسیار ادم ادیب و اهل علم بوده است او به فلسفه رابطه بین اسمان و زمین و ارتباط انسان با روح ماورایی را اعتقاد داشته. این پادشاه کتابخانه ساخته بوده، که بعدها کتابخانه اش به یک مرکز بزرگ تحقیقاتی تبدیل میشود.

نکته جالب دیگری که در موزیم ملی دیدم و باعث ایجاد حس مشترکی بین ما و آنها شد، باقیمانده مجسمه حیوانات عجیب غریبی بود که عموما روی راه پله های قصر پادشاهان، و یا روی پشت بام چیده میشدند و هر کدام از این حیوانات نماد خوشبختی، شانس، دور کردن بدشانسی، باران، آفتاب، دور کردن غضب خداوند بود است. مردم ما هم به چنین نمادهایی اعتقاد دارند، نمادهایی چون بد شانسی صدای جغد، خوش شانسی صدای قارقار کلاغ، همای سعادت…

از بناهای تاریخی دیگر ننسام تاور nansamn tower که بلندترین برج و بلندترین نقطه شهر سیول است خیلی جای زیبایی بود. سیول جاهای زیبای زیادی دارد جاهای مثل قصرهای کوچک و بزرگ، رودخانه مشهور هان… و قرار نیست که من درباره تک تک شان بنویسم در این دنیایی که تکنولوژی همیشه از ما جلوتر هست میشه بدون رفتن به انجا از طریق اینترنت اطلاعات حاصل کرد اما زیر این برج یک چیزی بود که در اینترنت فکر نکنم بتوانید پیدا کنید، نرده های اهنی که عاشقان روی قفل ها اسم شان را می نویسند و به این نرده ها می بندند طولش به چندین متر رسیده بود و قفل ها روی هم انبار شده بودند، در سوید هم روی یک پل هوایی در مرکز شهر جوانان اسمشان را روی قفل ها حک میکنند و کلیدش را می اندازند به اب جاری زیرپل، این کار کنایه از جاودانه ماندن عشق است، فرق نرده های اهنی کره جنوبی و سوید زمین تا اسمان بود که خود نشان دهند خوش قلبی، احساساتی بودن و گرمی مردم شرق است.

در کل این سفر ۱۷ روزه،  خیلی چیزها دیدم و به دانش و تجربه ام اضافه شد، ادم های سخت کوش، فرهنگ متفاوت، زنان موفق، سیاستمداران پاسخگو، دولت خدمتگزار، مردم صادق، چیزهایی بود که دوست داشتم ما هم در افغانستان میداشتیم….

در پایان باید این سفر چهار قسمته باید یاداوری کنم متاسفانه همیشه نوشتن همه انچه احساس میکنیم یا دیده ایم بسیار فاصله دارد. من سعی کردم در انتقال انچه دیده بودم تا انجا که امکان دارد جزیات را بیان کنم و این چهار قسمت همه آنچه که تلاش کردم بیان کنم بود. 🙂

Advertisements

1 دیدگاه برای «سفرنامه کوریا (تاریخ)»

  1. اگه اونجایی یه دوستی دارم بنام سونگ ایل کوک یا همان جومونگ خودمون گاهی هم موهیول خطاب میشه سلاممو بهیش برسون تنکیو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s