سفرنامه کوریا ۱


وقتی وارد کشور شدم در میدان هوایی با خودم فکر کردم اگر از افغانستان امده بودم حتما از دیدن این همه نظم و تکنولوژی پیش رفته باید ذوق زده میشدم اما حالا که از استکهلم امدم فقط تفاوت های تحسین برانگیز را میبینم. دو میدان هوایی واقعا با هم فرق داشت. نظافت، نظم و امنیت در تکنولوژی چیزی بود که خیلی به چشم می امد. مردم خیلی مرتب انگار ماشین خودکارند،  پشت سر هم در صف های موازی و هم طول رو به روی دیوار شیشه ای منتظر مترو می ایستادند. نسبت به جمعیت اگر انجا افغانستان یا حتی سوید می بود باید صدا به صدا نمیرسید اما مردم خیلی ساکت بودند و خانواده ها درگوشی و بسیار ارام با هم حرف می زدند. وقتی مترو رسید درهای شیشه ای کنار رفت آنوقت درهای مترو هم باز شد. سویدن اینطوری نیست ریل قطار را می بینی و محاظفی در کار نیست.

داخل متروهای سوید حالم از پدیده اینرسی در هر توقف به هم میخورد انگار مشک می زنند. اما اینجا اغراق نشود باید بگویم اینرسی را در هر توقف به سختی درک میکنی همین است که داخل مترو را طوری ساخته اند که بیشتر مردم ایستاده اند و فقط دو ردیف صندلی رو به روی هم در دو طرف چیده شده است.

داخل مترو تلویزیون های کوچک که اهنگ و تبلیغات پخش میکرد نصب بود و در هر ایستگاه به دو زبان کره ای و انگلیسی نام ایستگاه و سمت درب خروجی را میخواند.

وقتی رسیدم به فرودگاه اینچین و چمدانم را برداشتم. رفتم رو به روی KFC چون از طریق ایمیل با دخترهایی که حوالی ساعت چهار و نیم عصر میرسیدند قرار گذاشته بودیم که همدیگر را انجا ببینم و باهم برویم خوابگاه دانشگاه. مسولین برنامه گفته بودند ما خودمان باید بیاییم خوابگاه و ادرس دقیق را با کروکی ایمیل کرده بودند اما من در نقشه و جهت یابی صفرم! رفتم انجا ایستادم اما ان شلغم ها نیامدند به اینترنت وصل شدم دیدم ایمیل داده اند که رفته اند. لعنتی ها! من بعد از یک سفر ۱۹ ساعته خیلی خسته بودم اما دیدم حالا که حیرانم سیاحت را از همین فرودگاه شروع کنم. یک بخشی از فرودگاه را خیلی زیبا تزیین کرده بودند و سه خواننده که دو تا مرد و یک زن بودند به نوبت اهنگ اجرا میکردند و خیلی زیبا بود. با انکه نمیدانستم چه میگویند اما واقعا لذت بردم از اجرایشان.

رفتار سرد و با ادب و احترام این مردم چیزی است که در نگاه اول درک میکنی. همانطور وقتی که وارد هند شدم قشنگ معلوم بود این مردم اجتماعی و مهربان هستند. کره ای ها یک جوری هستند که هم خوشم میاید هم بدم می آید. خیلی با ادب اند خیلی هم گرم و صمیمی رفتار میکنند البته فقط در ساحه ای که  برنامه خودشان است بسیار با احترام رفتار میکنند. اما اگر چیزی درخواست کنی که در برنامه شان نباشد چنان سرد اند که فکر میکنی این ملت از یک سیاره دیگر امده اند.

از فرودگاه تا نزدیک دانشگاه زنان ایوا با اتوبوس امدم. اول از اینکه ما میتوانستیم پول بلیط مان را نقدا در یک صندوق داخل اتوبوس بریزیم تعجب کردم چون اینجا کشور خیلی اسمارتی است برای هر چیزی اپلیکیشن دارند اما بعدا که فکر کردم این اسان ترین راه برای مسافران خارجی ای است که هنوز تازه وارد شهر شده اند و با سیستم نا اشنا هستند. ایرادی که میتوانم بگیرم این بود که سوراخی که پول را میریختیم خیلی بزرگ بود میشد راحت از توش پول کشید بیرون! مزیت افغانستانی بودن این است دیگر من میتوانم مانیتور خوبی باشم چون تمام راه ها و نکات هفت خط بودن را در افغانستان درک کرده ام.

راننده اتوبوس همه را به بستن کمربند دعوت میکنه و چون بیشتر مسافران خارجی اند چک میکنه و با دست اشاره میکنه که کمربندت را ببند بعد قبل از حرکت به سمت مسافرین خم میشه و ادای احترام به روش کره ای میکنه و میشیند پشت فرمان. تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل درباره ادب اجتماعی این مردم.

نکته دومی که در اتوبوس درک کردم این بود که گاهی اتوبوس بالا و پایین میشد با خودم خندیدم و گفتم هیچ جای دنیا سرک هایش مثل شیشه نمیتواند صاف باشد یعنی تکنولوژی بشری انقدر پیشرفت نکرده که چنین خیابان صافی با قیر بسازد که پستی و بلندی نداشته باشد. صد البته که این بالا و پایین شدن خیلی کم بود اما نظر به پس زمینه فکری، من انتظار داشتم همان هم نباشد. تفاوت شهرسازی و کارهای زیربنایی کره جنوبی با سویدن خیلی است. من اینجا هیچ جا در کوچه و پس کوچه ها حتی سرک هایی که شاریده باشد یا خراب شده باشد یا پینه کاری شده باشد ندیده ام اما در سوید پینه کاری قیر فراوان می بینی.

در شهر

مردم تف نمیکنند. در حالیکه من از تف کردن مردم در استکهلم به فغان امده بودم و یادم می اید یک پست هم نوشتم درباره اش. البته میشود گفت که فرهنگ گند و اشغال تف کردن بیشتر بین مهاجران در سویدن شایع است و شاید چون سوید مهاجرپذیر است بیشتر این موضوع رنج اور را میبینی. اما مردم کره حتی در رستوران ها با صدای بلند قهقه نمیکنند وقتی میخواهند حرف بزنند سرهایشان را به هم نزدیک میکنند. داخل مترو هرگز به مدت طولانی با تلفن همراه صبحت نمیکنند حتی در یکی از پیام های تبلیغاتی در مترو دیدم که به این نکته اشاره کرده بود که داخل مترو با تلفن با صدای بلند صبحت نکنید.

مردم بیشتر عینکی و تیپ تحصیلکرده دارند. ادم های سیگاری را کمتر در هر جا ولو می بینی. جاهای خاصی هست که سیگار بکشند. و من در تمام مدتی که اینجا بودم ته سیگار ندیدم! اصلا اشغال ندیدم جز یک بار در یک گوشه، چه برسد به ته سیگار. بدون شک وقتی وارد استکهلم شوی امکان ندارد شرابی، منظورم دایم الخمر نبینی، تازه گی ها در مرکز شهر که معتادان هم به جمع گدایان رومانیایی اضافه شده اند که اکثرشان سویدی هستند. اما من اینجا مست، مستی که سر و صدا کند و معلوم باشد که دایم الخمر است ندیدم. درحالیکه در سوید در ایستگاه های مترو دیده میشود.

ادامه دارد….

 

Advertisements

7 دیدگاه برای «سفرنامه کوریا ۱»

  1. واقعا بامزه تعریف کردید.
    در قدم اول برایت تحمل مسافرت و بعدا کامیابی و سعادت آرزمندم.
    بهروز باشید

  2. تشکر. واو شما چقدر صبورانه یک عالمه پست را خوانده اید و کامنت گذاشتید 🙂

  3. خیلی وقت بود به وبلاګ شما سرنزده بودم، وقت را غنیمت دیده امروز را صرف خواندن مطالب شما کردم، با دقت خواند و بعد از آن لایک کردم و کمنت دادم
    (*_*)

  4. جالب بود. از دوستانی که رفتن شنیدم کره ای ها ادم های گردن کشی هستن! مثل اینکه جفنگ میگفتن!

  5. برای لحظه که گزارش سفر کوریا را خواندم به کوریا بودم.بسیار خوب با جزییات نوشتی.من از طبیعت زیبای خزان و تکنالوژی به سرعت انکشاف یافته آنجا خوشم آمد. شهری را هم در آنجا دیدم که صرف دو هزار باشنده داشت بسیار آرام، همو آرامی که ما در افغانستان برای لحظاتی ضرورت داریم تا چرت ها و احساسات درون خود را جمله بندی کنیم و با دیگرا شریک بسازیم. خوشنصیب

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s