فیصله با اطرافیان


شاید اگر امروز خوشحال بودم وضعیت فرق می کرد. با هیجان و با امید به اینده ای روشن تند تند تایپ میکردم و همه اتفاقات خوبی که این روزها برایم افتاده بود را تعریف میکردم.

اما من ناراحتم. از اینکه بعضی ادمهای اطرافم را درک نمیکنم ناراحتم. نمیفهمم با کسی که هیج وجه مشترکی و چیزی برای تقسیم کردن ندارم چرا باید مشکل رفتاری داشته باشم؟

از بچه گی هیچ وقت مادرم در مقابل هم بازیهام ازم حمایت نکرده. حتی وقتی کار بزرگی یا قابل قدری انجام دادم مادر ان را خیلی معمولی برای مردم تعریف کرد. بزرگتر که شدم میگفتم مادر چرا بقیه کارهای خیلی بی ارزش و پیش پا افتاده اولادشان را بزرگ و عالی جلوه می دهند و از کاه کوه میسازند اما تو دستاوردهای من را حتی در حد ارزش خود کار هم بیان نمیکنی چه برسه که تعریف کنی اغراق که پیش کش…. و جواب همیشگی مادر این بود: بچه مه مردم خودشان می بینند، تو هر چه باشی من که بزرگ کنم یا نه فرقی به حال انها ندارد واقعیت بالاخره واقعیت است. فکر میکنم مادر هیچ وقت تبلیغات را انطور که من درک میکردم درک نکرد. این رفتار مادر باعث شده که خودم مواظب رفتارم باشم و الان در رفتار با مردم خیلی ریز بین هستم. سریعا تفاوت رفتار و احساس و حرف و عملکردشان را درک میکنم. شاید یاد گرفتم که ببینم طرف چطوریه و نظربه چطور بودن اون عکس العمل نشان بدم. ناراحت از اینم که هنوز یاد نگرفتم بگم کون لق فلانی با هر طرز فکر احمقانه ای که داره. هنوز برام مهمه که ادمهای اطرافم از من ناراحت نشن و این خودم را ناراحت میکنه.

شایدم خیلی احساساتی هستم که دلم میخواد کسی ناراحت نباشه.

شایدم خیلی ایده آلیست هستم و میخوام همه چیز همیشه خوب و باشه و ادمهای  اطرافم باحال و با صفا و با جنبه باشند.

هر دلیلی که هست، من تصمیم خودم را داخل مترو گرفتم؛ از امروز کون لق هر کسی که هر طرز فکری داره. از امروز من کار خودم را میکنم حرفم را میزنم عملم را انجام میدهم و اطرافیان هر مقدار که ظرفیت دارند برداشت کنند، انهایی هم که ندارن به جهنم!

Advertisements

7 دیدگاه برای «فیصله با اطرافیان»

  1. اره نمیتونم ولی بعضیا انسانیت را درک نمیکنند. مخصوصا این مورد ک مرد بود و چون همیشه تاییدش کرده بودم تا مخالفت کردم بیشعور شد. هنوزم از درک پایینش عصبانی ام. و از توقع بالاش.

  2. همه آدما شبیه هم نیستن آدمای از خود راضی که فت و فراوون پیدا میشه اینم که نمیشه آدم بخاطر هرآدمی خودش ناراحت کنه من وقتی به توره آدمای عوضی میخورم پیش خودم میگم ولش ارزش نداره بخاطره یه آدم مریض خودم ناراحت کنم

  3. مرسی ازینکه هستی و دلداری میدی. قوت دل مایید

  4. هههههههههههه؛
    تصمیم خوبی ګرفته ای، امیدوارم که ذهنت هم همینطور باشد.
    یک انسان هیچوقت نمیتواند که همه را از خود راضی نګهدارد، ولی پیامبر باشد.
    مهم اینست که راهت را بری و کارت را بکنی.
    بیشترین انرژی أدم وقتی مصرف میشه که میخواهی برای کارهای انجام شده ات، دلایلی پیدا کنی تا دیګران(بعضی احمق ها) را قناعت بدهی.
    توصیه میکنم ازین کار بی فاید بګذر و در عوض این انرژی ات را نیز برای کار کردنت مصرف کن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s