اندر حاشیه دومین فستیوال فیلم مستند افغانستان در استکهلم


دومین جشنواره بین المللی فیلم های مستند افغانستان به هر در به دری که بود برگزار شد.

FilmFestival

خوب اصلا معلوم نیست که جشنواره واقعا کی شروع شد. میشه گفت تقریبا شش ماه قبل، یک بیکاری به اسم بصیر سیرت زد به کله اش که فستیوال برگزار کنه، این ادم خیلی دیر زود تصمیم گرفته بود… یعنی از زمانی که میتوانست برای طرح اش از منابع حامی، حمایت اقتصادی شود گذشته بود. اما کله شق یعنی همین که یک بار تصمیم بگیرد که کاری را انجام بدهد. و در قانون من همان لحظه که تصمیم گرفتی برای کاری بدوی انجام دادیش.

IMG_0906

خودم یادم نمیاد که از کی شروع کردم به دویدن باهاش، ولی فکر کنم تقریبا ۶۰ درصد توافقات را انجام داده بود و فیلمها به دستش رسیده بود که من همراهش شدم. و خودم را انداختم تو هچل… بازم قانون من میگه: وقتی می بینی کسی کار با ارزشی انجام میده نگو چرا چی برای چی فقط سریع بلند شو باهاش شروع کن به دویدن!

IMG_0153

بالاخره یک هفته قبل از جشنواره رسید و مسولین اتحادیه کم کم جدی شدند و یک جلسه انلاین گذاشتند و هماهنگی های لازم انجام شد، و اینجا سخت ترین خوان جشنواره پیموده شد. بله! بلیط برای کارگردان های که دعوت شده بودند تایید شد. و قرار شد هر کسی برای یک نفر بلیط تهیه کند. ناگفته نماند که فقط این تایید شدن نبود چون کچل شدیم از بس با این سوالات سر و کله زدیم: فلانی بلیط خریدی؟ کی میخری؟ چرا جواب نمیدی؟ بلیط فلانی چی شد؟ فقط که دعوت کننده ها نبودن. تنظیم تاریخ و ساعت با مهمانان هم خودش قصه داشت در حد شاهنامه مه میگذریم. چون دلم میخواد ننویسم درباره اش!

چند روز به جشنواره رسید. که ما فهمیدیم کلی خرید داریم برای پذیرایی و پخت و پز، برای نمایشگاه کوچک عکس، برای بلیط های ورودی تقدیر نامه ها و هزارتا چیز کوچک دیگه ای که به فکر هیچ کسی اصلا خطور نکنه!

زمانش رسید، مسافران امدن و ما برای اوردنشان از فرودگاه به محل اقامت نیز افسانه ای داشتیم. یکی نوبتش نبود، یکی ماشینش داغون شده بود، یکی خسته بود. و در نهایت من نفهمیدم که همه این ادمها را با چه محنت کشی ای به منزل رسانده و چپاندیمشان توی اتاق هایشان.

روز محفل، من در حالی رفتم روی صحنه که اصلا نمیدانستم درباره فیلم بعدی چه باید بگم 🙂 ما اینیم دیگه. ادمی که متخصص کار در پشت صحنه است را چرا میفرستین رو صحنه که برینه به همه زحمات تان؟ حضرت همایونی وقتی به صحنه مسلط شد که روز اول داشت به اتمام میرسید من تازه فهمیدم چی به چیه؟ تقصیر من بود؟ امادگی نداشتم؟ وقت نداشتم. وقت نداشتن بهانه است؟ بله بهانه است اما حضرت همایونی توجیه دیگه ای در خورجین نداره. اینم منم در پشت صحنه ی روی صحنه. 😀

festival19

خداییش این سه روز فیلم های خوبی دیدم، توقع نداشتم که سینمای نوپای افغانستان در این حدی که هست باشه. با همه نواقصی که داشت، و من به عنوان یک بیننده عام، خیلی از نکات ضعف را واضح درک میکردم، خیلی عالی بود. بین همه فیلم ها فیلم، روی خط فراموشی خیلی مرا گرفت، بالخصوص که کارگردانش هم خوشکل بود 🙂  (قابل توجه خانم های مجرد، بین خودمان باشه که کارگردان مجرده!)

festival1

پشت صحنه فستیوال یعنی زمان بعد از ختم محفل از وقتی شروع میشه که هر شب دقیقا یک ساعت با مهمان های کله شق سر و کله میزدیم و دعوا داشتیم که کی سوار ماشین کی بشه و کجا بریم. یعنی برای سوار شدن داخل ماشین، دو ساعت دم در برنامه ریزی کردن از معجزات فستیوال بود که درکش از حل مسایل فیزیک هسته ای هم سخت تره.اما در نهایت حل شد و ما اینطوری شب اول دور هم جمع شدیم و سلفی انداختیم.

festival18

ای جان رسیدیم به قشنگی های برنامه، خانه نسبیه ابراهیمی، دعوا سر اشپزی، و ظرف شستن، شعرخوانی شریف سعیدی و سید ضیا قاسمی، و در کنار شعر این دو چه استعدادی در جوک گفتن دارند، یعنی این دو نفر هیچ وقت گشنه نخواهند ماند، فلسفه و نقد طرز تفکر همدیگر، بحث و گفتگو و به چالش کشیدن و خندیدن، کنار قلیون و چای قندپلهوو رقص و بشکن بشکن، تا سه نیمه شب، روح همه را شاد کرد. چقدرم عکس گرفتیم که  عکسای خودم اصلا به دستم نرسید این چندتا عکس را هم از صفحات فیس بوک دوستان کپی کردم.

مجموعا در سه روز ۱۲ فیلم به نمایش گذاشته شد و در چند بخش رقابت داشتند، و برنده های هر بخش هم توسط داورهای برنامه انتخاب شدند، و بعد افغانستانی بازی شروع شد، یکی میامد به یکی دیگه گل میداد اینطور نبود که یک نفر به همه گل بدهد. چون اگر یک نفر به همه گل و تقدیرنامه بدهد ان دیگر محفل افغانتسانی نیست و دشمن در قلب ما رسوخ کرده.

در نهایت اختتامیه با اواز خوانی هنرمند محبوب و دوست داشتنی اقای رئوف سرخوش و شمیم ازاد آوازخان اعتراضی ایرانی و یک کوچولو اجرای رپ از یک دختر هنرمند جوان افغانستانی به پایان رسید. و هر کسی رفت پی کارش.

festival

Advertisements

1 دیدگاه برای «اندر حاشیه دومین فستیوال فیلم مستند افغانستان در استکهلم»

  1. بنگرم در باره جشمواره اين سال و معادله هاي كوانتوم فيزيك آن چه خواهي نوشت. اما هر چه مينويسي قلمت را خوشم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s