درد


وقتی از کلاس شنا برگشتم تب کردم و گلودرد شدم. فضا سرد بود و من سرماخوردم. شب نخوابیدم. وقتی مریضم بیشتر دلتنگم. از همه برنامه ها عقب می افتم و این به افسردگی بیشتر کمک میکنه.

دوشنبه کلاس صبح را از دست دادم چون نمیتوانستم بلند شم. و عصر رفتم امتحان دادم امتحان اسانی بود چون من ۹۱ نمره از صد گرفتم. و سریعا برگشتم خانه

این روزهای فیس بوک قضیه تجاوز جنسی گروهی به چهار زن که همراه مردهایشان از عروسی برگشته بودند خانه در منطقه پغمان کابل درد ادم را بیشتر میکند. استرس و عقده زن بودن. عموم مردم در شوک این خبر هستند. کافی هست یک لحظه چشمانتان را ببندید و صحنه جرم صدای فریاد ان زنها و البته صدای مردهایشان عرق سرد بر پیشانی هر کسی می نشاند.

آن وقت ان طرف تر در همین شهر کابل. یک عده چند ماه است که گند زده اند به زندگی مردم، چیزی به اسم انتخابات برگزار کرده اند و نمیتوانند تمام اش کنند. بحران اقتصادی به حد تجاوز و راهزنی و گردنه گیری داخل شهر رسیده و اقایان هنوز رای میشمارند.

انان که باید محاکمه شود ارگ نشینان بی درد هستند، انها که با سیاست بازی های مضحک شان با شمارش آرایی که هرگز به پایان نرسید، باعث بحران اقتصادی هستند و باعث شدند که مردم به چور و چپاول روی بیاورند.

من درد دارم، دردی که مسکن دوایش نیست!

 

 

Advertisements

3 دیدگاه برای «درد»

  1. این درد یک انسانرا نمی آزارد بل انسانهارا تا کرانه های مرک میفرستند و بر میگردانند.

  2. جدا دلیل منطقی برای اینکه هنوز نتیجه انتخابات مشخص نشده وجود داره ؟!

  3. اصلا منطق حاکم نیست که دنبال دلیل منطقی باشیم. جنگله دیگه جنگل!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s