زن؛ مرگ تدریجی؛ تولد دوباره.


یک روز با اسد درد دل کردم. اسد یک مرد مظلوم به تمام معنی در افغانستان است تنها روشنفکری که روشنفکر قبولش دارم. کسی که تا نامش را ببری اولین چیزی که بر زبان طرف صحبت ات جاری میشود کلمه (دیوانه) است. به من امید داد و گفت باید که خیلی قوی تر ازین باشی که هستی راه تو بسیار سخت است  اسد جمله ای گفت که در ذهنم حک شد: در کابل زنها مطلقا قربانی هستند اگر بیسواد باشند به یک نوع اگر باسواد و کارمند باشند به نوع دیگر. و من از این نسل بودم که اسد میگفت. این موضوع را وقتی درک میکنی که در فضای دیگری دور از آن جامعه که همه با لبخند تحویلت میگیرند تا از خودت؛ نامت و توانایی هایت به هر اندازه که میتوانند مستفیذ شوند. به قیمت یک لبخند.

چند روز قبل دیپارتمنت های فیزیک دانشگاه استکهلم؛ لوند و اوپسالا را چک کردم تمام ذهن و ذهنیتم نو سازی شد و مرا به فضای دیگری از ارزوهایم منتقل کرد به ان زمانها که عشقم فیزیک خواندن بود به کلاس های درسی استادان خوب و بد. به پایمال شدن حقم برای ادامه تحصیل…. سریع به استادم که در یکی از دانشگاه های المان پروفسور است ایمیل زدم و گفتم که به سوید امدم و درخواست پناهندگی دادم. در جواب برایم نوشت: اینجا را میتوانی مرگ تدریجی فرسایش تمام ارزوها یا تولد دوباره و و زندگی جدید بپنداری و من امیدوارم که تو مورد دوم را انتخاب کنی. برایت ارزوی موفقیت میکنم. اگر پول لازم داشتی حتما خبرم کن؛ صدقه نمیدهم ازت پس میگیرم مطمین باش.

 

 

Advertisements

8 دیدگاه برای «زن؛ مرگ تدریجی؛ تولد دوباره.»

  1. سلام
    در این مملکت، گوش اگر گوش من و نااله اگر ناله توست، همین می شود که هیچ فریادی به جایی نمی رسد و زنان افغان باید فقط زاییده شوند و بزایند و بمیرند و اگر هم به جایی رسیدند، باید تاوان پس بدهند.
    برایتان سلامت و بهروزی آرزو دارم

  2. نمی دانم چرا باید رفت؟ نسیم رفت، شریف رفت، بصیر رفت، هردو بصیر، محمدی رفت و حالا عمه سنگری ما هم رفتنی است. تا کی باید رفت؟ سرزمین ما کجاست و درکدام نقطه ای زمین آرام می گیریم؟

  3. خوشحالم که برای زندگانی دارین دست و پا می زنین. زندگی اتیلا، انتظار،…، اخرم خودتون. اینقدر بکوبید بکوبید تا دری که می خوایین باز بشه. و میشه. اگه به خیروصلاح باشه میشه. همیشه فرصت ها به خیرو صلاحند. انشاالله که موفقید

  4. عمه اگر درخواست پناهندگی دادی خیلی دوست دارم بدانم چطور با مساله زندگی تحت نام پناهنده و شهروند درجه دوم کنار خواهی آمد؟ وقتی می دانی همان کسانی که به تو لبخند می زنند در دلشان به تو می گویند انگل اجتماع مرفهشان!

  5. منظور تان کدام اسد است؟
    اسد بودا؟
    بلی اسد بودا را دوست دارم حرفهای اسد بودا واقعا مشکل است در این زمان درک شود.

    شما هم بالاخره راه رفتن را پیشه کردید عمه سنگری هم رفت عمه ای که در برابر خون خوار ترین قشون ساعت ها مبارزه کرد ولی امروز ناچار دیارش را ترک گفت جگر خون شدم واقعا متاثیرم می سازد بودن و زیستن در این کشور من هم یک روزی میروم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s