افغانستان سالار بی سوادی و فساد


در پی اعتصاب غذایی دانشجویان رشته علوم اجتماعی دانشگاه کابل  در مقابل پارلمان افغانستان به بی عدالتی ها و بی نظمی های داخل دانشگاه کابل؛ به حکم ریاست جمهوری رییس و یک استاد این دانشکده که به تعصب قومی از طرف دانشجویان متهم شده بودند از کار برکنار شدند.

در ادامه این اساتید و سایر اساتید محترم این دانشکده و دیگر دانشکده های کابل دست به اعتراضات به اصطلاح مدنی در داخل محوطه دانشگاه زدند به این صورت:

رو به روی دانشکده شرعیات جمع شدند یک بلندگو به دست گرفتند و از صبح تا زمان ختم اعتراضاتشان هر روز پشت این بلندگو حرف میزدند.

دانشجویانی که موافق این گروه بودند به دانشکده علوم اجتماعی حمله کردند و در ان را بستند.

در روزهای بعدی به این کار هم قناعت نکرده به درب عمومی حمله ور شده درها را می بستند تا از ورود دانشجویان به دانشگاه جلوگیری شود.

دخترهایی که در لیلیه (خوابگاه) بودند تمام روز از ترس پیامدهای احتمالی گرد آمدن این گروه در لیلیه مبحوث می ماندد.

درسا حدود یک ماه تعطیل بود.

بعد از اتمام این شوی مدنیت؛ و تبلیغات و توهین هایی که به یک قشر خاص جامعه به عنوان مسببین این سر و صداها شد؛ وزیرتحصیلات عالی  در یک اعلان مطبوعاتی حرفش را پس گرفت و گفت اساتید مربوطه فعلا سرجایشان هستند تا یک کمیته رسیدگی به شکایات ایجاد شود و مسئله را بررسی کند.

بعد از چند وقتی این روزها چنین می شنویم:

زارت تحصيلات عالي به خاطر اينكه هر چه زودتر موضوع سهميه بندي كنكور را عملي كنند، موضوع را طوري برنامه ريزي كرده اند كه فقط بعنوان طرز العمل به تصويب شوراي وزيران برسد، ومنتظر تصويب كابينه است.

یعنی این هم راه حل نهایی حذف اقلیت ها از کنکور. و ریشه این کار هم همان درصد قبولی بالای مردم هزاره مقیم ولایت های دایکندی و غور در کنکور 1392 بود. یعنی تا این حد تعصب و جهل بر سیستم این کشور ( سیستمی هم که نیست همان بی سیستمی خودش شده یک سیستم) حاکم است از وزیر گرفته تا نگهبان در وزارت خانه و ریاستها.

سهمیه بندی کنکور فقط راهی برای کیلویی وارد کردن یک عده بی مغز به دانشگاه ها و حذف استعدادها است. وارد شدن به دانشگاه ها در تمام دنیا فقط به میزان تلاش دانشجو و نمره او در امتحان کنکور بستگی دارد ولی در این خراب شده دولت بعد از قانع نشدن از درصد بالای تقلب در کنکور و فروش صندلی های رشته های بلند و فروش سوالات کنکور، حالا می خواهد آن را سهمیه بندی کند تا خودش را راحت کند.

 

 

 

Advertisements

6 دیدگاه برای «افغانستان سالار بی سوادی و فساد»

  1. نه عزيزم تو ايران هم داريم مدرك كيلويى كه به آغازاده ها ميدن و البته سهميه بنديهاى مختلف و از همه بدتر تبعيض جنسيتى

  2. دولت باید بتواند شرایط مساعدی را برای تک تک شهروندانش بوجود آورد. وقتی که این امکان وجود ندارد تا تمام متعملین وارد پوهنتون (دانشگاه دری زبان ها) شوند، پس به نظر من بهتر این است که این شرایط باید بوجود آید که افراد بی سواد هم بتوانند دارای سواد بشوند. این مثل این می مونه بگین هر کسی پول داره باید پولش را بیشتر کنه و هر کسی پول نداره باید بمیره. نه همه باید بتوانند از شرایط پول دار شدن استفاده کنند. وقتی یک عده ای بی سواد هستند باید آنها هم سوادشون بیشتر شود نه این که کلاٌ از پوهنتون ها حذف شوند. من طرف دار عدالت هستم نه طرف دار مساوات. عدالت از نظر من یعنی اینکه بتونیم سواد آموزی را در همه جا به یک میزان گسترش بدیم نه این که امکانات سواد آموزی را. اگر منطقه ای یا روستایی نیاز به توجه بیشتر داره باید بهش توجه بیشتر بشود نه این که بگیم که شما ها بی سواد هستین و باید نسل اندر نسل بی سواد بمونید.

  3. عمه سلام
    روزگارت خوش
    من از پرتابه اومدم. خواستم بهت بگم اگه خواستی مینیمال هاتو جایی غیر از وبلاگت بنویسی پرتابه به شدت توصیه میشه. به خصوص این که هیچ محدودیتی تو نوشتن نداری.
    پیشاپیش خوش اومدی به پرتابه

  4. وبلاگت رو می خونم. متاسفم که زندگی اینقدر در افغانستان نابسامان هست. واقعا متاسفم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s