خیلی چیزهای در ذهنم


از اینکه وبلاگ بنده حقیر خواننده های جدید و عزیزی پیدا کرده که خودم هم کم کم عادت کردم به مطالبشان و دایم تو فکرم که چی نوشتن و چی تو کله شون میگذره خوشوقتم.

من الان دقیقا موضوع خاصی در ذهنم نیست. فقط اینکه بعد از یک هفته سر درد و رفتن پیش دکتر بالاخره دیشب عینک جدیدم رو گرفتم دو سه ساعتی زدم به چشمم سر دردم خوب شد دقیقا مثل تریاکی ها.

سال نو هم که اصلا هیچ حسی به من نداده از نو بودنش چیزی در من بغیر از شلوار جینم تغییر نکرده. اینجا بوی سال نو را فقط دخترای نامزد دار حس میکند چون فامیل شوهرشان با دایره و دمبک براشان جیلیبی ( زولبیا) های رنگی به رنگ سرخ و سبز و همان زرد همیشگی با ماهی های برشته شده ی خوشمزه ی رودهای مظلوم افغانستان و جعبه های تزیین شده شیرینی و لباس و لوازم آرایش و طلا و جواهر می آورند. البته هر فامیلی در وسع و توان خودش. من عهد کرده بودم که تو این وبلاگ هیچ وقت عکس نگذارم و سه سال است که نگذاشتم اگه همچین عهد خرکی نکرده بودم الان برایتان چندتا عکس از این کادوها میگذاشتم. شاید شما منو ترغیب کردید که من عهدم رو بشکنم آنوقت از این به بعد متن و تصویر با هم خواهم داشت.

کابل انقدر سرده که هوا هم حتی احساس بهاری نمیده به آدم هر روز باران هر روز سیل هر روز ریختن خانه های کاه گلی مردم فقیر.

من نمی نالم فقط میخاستم حال و هوای سال نو را بنویسم. ملاها چهار چنگولی چسبیدن به رساله ها و مخازن دینی شان که هر طور شده جشن نوروز را حرام اعلام کنند تا مبادا مردم یک روز خوش داشته باشند. ماهی های قرمز در سطح شهر نیست فقط یک بار اتفاقی یک مردی را دیدم که ماهی را در پلاستیک  های فریزر گذاشته بود و می فروخت تا من خواستم یکی بخرم تاکسی رد شد حتی محل هم نداد که من سرم را چرخاندم تا کودکی ام را در ماهی های آن مرد مرور کنم.

کلا ما مردمی هستیم که سرمان تو کارخودمان هست. اگه ما یک دولت خوب میداشتیم مطمئن هستم که بی آزار ترین ملت بودیم حتی خونسردتر از هندوها شاید. هنوز هم که همه کشورها دست به دست هم دادند و هی افغانستان را انگولک میکنند مردم عام با هم خوبند و وقتی میگویی سال نو تبریک باشد میخندند یعنی چقدر دلشان سال نو میخواهد اما هیچ چیزی نو نیست متاسفانه و فقط تاریخ برای چهار تا کارمند تغییر کرده.

من امروز ار هر دری سخن میگویم چونکه از هر دری میاد تو ذهنم به من چه. امروز که با تاکسی با سرعت بالا طرف دفتر می آمدم دیدم دو نفر کنار خیابان دارند راه می روند با خودم گفتم ببین اینا نمی ترسند که ما بزنیم زیرشان و فرار کنیم این یعنی امید به صلح هست چون اینا به تاکسی ها اعتماد دارند

سگ های خیابانی دوباره زیاد شدند شهرداری یک بار دو سال پیش دست به سگ کشی زد و من فکر میکنم کار خوبی کرد چون اولا من از سگ می ترسم دوما اونا مریضی میاورند سوما خیلی زیاد شده بودن گروه های ده پانزده تایی شان دیگه پررو هم شده بودند و به ادمها حمله میکردند چهارما دولت یک سرگرمی داشت که حقوقش را حلال کند. کاشکی دوباره سگ کشی شروع بشه.

یکی از ان پسرهایی که تا خانه همراه من بود  برای ویزای امریکای مصاحبه داد و یک ماه دیگه ویزایش میایید و او می رود آمریکا پسر خاله اش هم منتظره که نوبت مصاحبه اش بیاد و اون یکی پسره هم که پستش تغییر کرده و حقوقش شده ماهی دو هزار و دویست دلار بدون مالیات و کدام عوارض جانبی. و این یعنی خیلی زیاد اون هم دیگه با ما نمیاد چون تایم کاریش تغییر کرده در کل هدف این بود که بگم من باز حیرانم که چطوری بروم خانه!

امروز ظهر داشتم بیلیارد بازی میکردم با افغانستانیها و دو تا خارجی امدن و دیدن من بیلیارد بازی میکنم تعجب کردن واستادن و من هم ضربه خوبی زدم و توپ خانه شد آنها دست زدند برایشان عجیب است که زنها هم بتوانند بیلیارد بازی کنند اصلا اینجا هر کاری که زن بکند عجیب است. حتی همین که من میام سر کار خودش عجیب است چه برسد به خیلی کارهای دیگه.

استاد من خانم زرنگی پور بود اون الان استاد خواهرم است در ایران و هر دفعه که خواهرم را میبیند میگوید که من اگه میدانستم که بابات خواهرت را می برد افغانستان من نمیگذاشتم و او را به فرزندی میگرفتم تا در ایران بماند و درس بخواند و هرچی خواهرم میگه که من الان وضعیتم در افغانستان خوب است و دارم درس میخوانم باز استاد می فرمایند نه اگه اون وقت من این پیشنهاد را داده بودم و نمیزاشتم خواهرت بره افغانستان الان اون اینجا خیلی وضعیت آنچنانی داشت. ولی دیگه چه کنیم شاید خیلی خوب شد که استاد همچین پیشنهادی به بابام نکرده بود چون من حتما پدر و مادرم را ترجیح میدادم و بعد استاد ناراحت میشد.

به هر حال ذهن من کم کم داره خالی میشه و مطلب هم طولانی بهتره که همینجا بس کنم.

Advertisements

8 دیدگاه برای «خیلی چیزهای در ذهنم»

  1. ای زن زیبای افغان لطفا عهدت را یشکن و عکس یزار . از من یاد بگیر ، روزی شصت تا عکس میگیرم از در و دیوار . :)))

  2. امیدوارم سال نو برای تو و مردم افغانستان و مردم ایران و همه ی اونایی که نوروز دارن و نوروز ندارن 🙂 سالی پر از شادی باشه.

  3. – کلا ما مردمی هستیم که سرمان تو کارخودمان هست؟؟؟
    – بی آزار ترین ملت ؟؟؟
    شما مطمئن هستید که در افغانستان زندگی می کنید؟

  4. خیره عهدت را بشکن و عکس بزار 😉 سه سال رو عهدت وایستادی خدا بده برکت بسه دیگه

  5. باشه پسر ورسی و سوماپای عزیز بخاطر شما.
    و «مهم نیست» اره من افغانستان زندگی میکنم و ما کلا مردمی هستیم که سرمان تو کار خودمان است! ولی نمیگذارن که سرمان تو کار خودمان باشه اگه هیچ یکی از این هفتاد و دو ملتی که از اوضاع نا امن افغانستان استفاده میبرند دیگه دخالت نکنه آن وقت به حرف من میرسی و می بینی که ما کلا مردمی هستیم که سرمان تو کار خودمان است اما الان ….

  6. سلام عمه سنگری جان…نوشته هاتو دوست دارم،شاید چون خیلی ساده و بی غل و غش مینویسی به دل میشینه.از اینکه توی این شرایط و موقعیت تو افغانستان چیزایی رو میبینی و مینویسی که ماها نمیبینیم یا فکر میکنیم اصلا اونجا اتفاق نمی افته.
    یه خواهش:بهتره که این عهدت رو لطفا بشکنی و با توجه به موضوعات پستت،عکس هم بذاری.و اینکه گفتی که دولت بهتره سگ کشی رو دوباره شروع کنه!!!این به دور از روح انسانیه که حیوانات رو بخواهیم بکشیم.یعنی جایی به عنوان حمایت از این حیوانات وجود نداره؟و اینکه این ملاهای مفتی که در افغانستان جز فتواهای چرت و پرت دادن کار دیگری ندارند؟برای انها کشتن و ریختن خون انسانها حلال و برگزاری جشن نوروز که در واقع جشن سنتی ماست رو حرام اعلام میکنند.فقط آرزوی این رو دارم که روزی افغانستان عاری از این متحجرین متعصب که فقط از اسلام سود و منفعت خودشون رو میخواهند،بشه و هم چنین مردم مارو از این جهالت نجات بده.با آرزوهای موفقیت روزافزون

  7. «کاش دوباره شروع شود این سگ کشی» یعنی این قد خشن که حتی به حیوانها هم رحم نمیکنیم؟؟؟؟؟؟؟ (میزان ترحم در ما افغان ها خیلی ضعیفه) اما خشونت که واویلا….

  8. matalebe jaleb va khobi ra da ei oza ahvale gal gal miri vatan bayan mekonen ,,,,,movafagh bashen

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s