دویدم و دویدم


وارد کافی نت که شدم مبایلم را روی میز کامپیوتر گذاشتم….

غرق کار با اینتر نت بودم

هوا داشت تاریک می شد دیر شده بود.

تند تند تمام صفحه ها را بستم و پول نت را حساب کردم به سمت خانه دویدم و دویدم

نزدیک خانه : یادم امد که مبایلم روی میز کامپیوتر مانده بدون لحظه ای درنگ دویدم و دویدم

به کافی نت رسیدم ، کنار در دستم را ناگهانی بردم داخل جیب کتم D: مبایلم داخل جیبم بود

دوباره به سمت خانه دویدم و دویدم…

عجله کار شیطان است اما گاهی اتفاقاتی اینچنین ادم را می اندازن به عجله و انوقت فقط  باید شانس بیاری و بعد هم خدایت  را شکر کنی

Advertisements

3 دیدگاه برای «دویدم و دویدم»

  1. دویدم و دویدم به کوه نور رسیدم (بقیه اش یادم نیست)
    اره اونشب رو یادمه، اشتباه نکنم همون شب میبایستی کتاب بوی بهار رو برات می فرستادم
    جالب بود. دیگه عجله نکنی ها :دی

  2. سلام عمه عزیزم، نازنینم، شیرین عسل، مهربون:دی
    خوبیییییییییییییییییی؟؟
    بخیریییییییییییییییی؟
    خوشیییییییییییییییییی؟
    عرض ارادت!
    فقط خواستم بگم زیاد ندو عمه جان واسه سن و سال شما ضرر داره:دی
    راستی لطف کنو ایمیلمو اد کن و بهم پیام بده آخه میلتو ندارم….نترسی ها… فقط میخوام باهات صحبت کنم:دی
    فعلا عرضی نیست
    یاعلی(گل)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s