روزي كه رفت بر باد روزي كه ماند در ياد


ديروز سه شنبه اخرين جلسه ي درسي ما بود كه سر صنف نشستيم كمي فيزيك هسته خوانديم با فرنگيس!

بعدش هم صندلي ها را گرد چينديم همه دور هم نشستيم كيك و شيريني خورديم من دوربين ام را روشن كردم

با خنده ،  گفتم برادرها اگر خانواده هايتان اجازه مي دهند من ازتان يك فيلم يادگاري بگيرم و اين اخرين شوخي من سر صنف بود

همه  مي خنديدند اما ناراحت بودند. هميشه مي دانستيم كه اين چهار سال يك روز تمام مي شود و هر كسي مي رود دنبال زندگي خودش، يادم مي ايد اولين جلسه درسي مان  يك شنبه بيست ويك ام برج حمل (فروردين) سال هشتاد و پنج بود.ان زمان من تازه از ايران امده بودم و همانطور كه در يك پست ديگه به اسم «اولين ديدار»‌نوشتم از وضعيت درس و كلاس ها اصلا راضي نبودم . اما كم كم تصميم گرفتم زندگي كنم تصميم گرفتم ادامه تحصيل بدهم تصميم گرفتم اولين دوستانم را در افغانستان داشته باشم و خيلي تصميم هاي ديگر ….

همه هم كلاسي ها به همديگر نگاه ميكردند و قتي دوربين ام به آنها مي رسيد سعي مي كردند اخرين جملات شان كه جلوي دوربين مي گويند بيانگر تمام احساس شان  باشد مجموعه ناراحتي از خداحافظي ، آرزوي موفقيت و خوشبختي براي من و بقيه هم كلاسي ها، ياد روزهاي خوشي كه گذشت و حسرت روزهايي كه تلخ گذشت

احساس جالب و شيرين و غم انگيزي بود شايد براي من اينطور بود چون من اصولا از خداحافظي كردن متنفرم

استاد فرنگيس ( يك استاد مهمان از المان كه ايران الاصل است) گريه كرد! ما در جوابش خنديديم

شايد شب كه شد ما هم قطره اشكي به ياد اين روزها ريختيم

پسرها يك دور رقص ملي (اتن ملي )رفتند

تازه ديروز بود كه همه احساس كردند چقدر همديگر را دوست داشتند و به يكديگر عادت كرده بودند.

با هم عكس گرفتيم

و بعد هم خداحافظي كرديم تا روزهاي امتحان پايان ترم نيز اخرين روزهايي باشد كه با هم امتحان مي دهيم وبعدش هم

يكي افغانستان را ترك كند يكي برود با يك موسسه خارجي كار كند يكي عضو كدر افغانستان بماند ودر يك دانشگاه استاد شود يكي  ازدواج كند و يكي از هرات براي هميشه برود يكي براي هميشه در هرات بماند ….

هر كي يه جايي برود و تنها جايي كه همه با هم بمانند همان ذهن ها و خاطرات مشتركمان باشد و فيلمي كه ديروز گرفتيم

و به قول كدام استاد كه مهم نيست كه كجاي اين دنيا ايستاده ايم مهم اين است كه در چه راهي قدم بر ميداريم

 

Advertisements

29 دیدگاه برای «روزي كه رفت بر باد روزي كه ماند در ياد»

  1. یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود
    دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
    (در مورد بعضی ها!!)
    همیشه همین داستان است نه؟ حقیقت فکر روزهایی که از دست رفت یا میتوانستند یک خاطره شیرین باشند و بخاطر موضوعات احمقانه تلخ شدند آدم را اذیت میکند. اولین بار است از خواندن مطلبت پشیمان میشوم. یادت هست وقتی پوهنحی تمام شد من تا مدتها افسردگی مرغی گرفتم؟؟ حالا پس به یاد خودم افتاد!!!
    بیخیال ! بلند شو درست را بخوان و ایسی های فولبرایتت را هم نوشته کو که وقت تنگ است اندکی صبر سحر نزدیک است! راستی من خوبم !!!! چون خبرم را میگیری گفتم ! نه ایکه خیلی شله هستی!!:دی

  2. سلام به عمه سنگری عزیز !
    امیدوارم خاطرات خوشی از دوران دانشگاه برات باقی مونده باشه و بتونی از تجربیاتی که کسب کردی و جیزهایی که یاد گرفتی مصدر خدمت به مردم و کشورت بشی و جمله (( میسازمت وطن )) را به تحقق برسانی .
    به امید موفقیت های روز افزون شما و دیگر همکلاسیهایتان و تمام هموطنان عزیز و به امید افغانستانی متحد، مستقل و سرفراز.
    با تشکر
    عبدالله خلیلی
    پسر ورسی

  3. سلام دولت فدرال هم عجب دولتي شده است ما نميدانستيم؟
    خدمت گلت عرض كنم كه برنامه هاي ديگري دارم تا تافل ام تكليف اش معلوم نشده فولبرايت را …..
    در ضمن شماره ات را كه من ندارم چونكه اگر تو از من خبر گرفته باشي شايد ديدي كه خاموشه
    سيم كارتم سوخته اما افغان بي سيم ام فعاله توميتوني از ستاره قطبي بگيريش
    در ضمن تمام نوت هايم را ميخوام ميبرمشان كابل جان تكليف شان اگر روشن شود بد نيست نه؟
    بهت بد هم نميگذره انگار نه؟ كامنت داني ات را چرا بستي اين ديگه چه تعصب لوسيه؟

  4. سلامون الیکوم
    خب دولت فدرال است دیگر…:دی کل ایلات با هم همین نظر را داشتند دیگه مه چی میکردم.
    هی عمه! قاطی نکن تو اپلای بکن حتی اگر قبول هم نشوی برای سال بعدت خوب است.
    از تو خبر نگرفتم نهههههههه چییییی میییییییگیییییییی؟؟؟؟؟ چرا سوخته؟
    تکلیف نوتهایت را هم صبا پس صبا که هرات آمدم روشن میکنم و خوبه؟ راستی میناکشی در فیسبوک مسیج داده بود و احوال تو را هم پرسیده بود . گفتم شدیدا مصروف مونوگرافی.
    حقیقت اینبار خیلی خوش گذشت. و ملت گذاشتند تا شعاع 100 متری تنها برویم و از خورده شدنمان نترسیدند!!! حتی یکبار تنها از پوهنتون به (شهرنو) خانه ، آمدم با تاکسی!!!!! حتی!!!!
    از تعصب لوس گفتی…. خب حقیقت کاری را که خودم برای دولت نمیپسندم چرا دولت برای من بپسنده؟؟!! در ضمن داریم در مورد دولت فدرال صحبت میکنیم نه دولت جمهوری اسلامی!!!

  5. سلام دوست عزیزم خوبی

    گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

    گاهی تمام حادثه از دست می رود

    گاهی همان کسی که دم از عقل میزند

    در راه هوشیاری خود مست می رود

    گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

    وقتی که قلب خون شده بشکست میرود

    اول اگرچه با سخن از عشق آمده

    آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

    گاه یکسی نشسته که غوغا به پا کند

    وقتی غبار معرکه بنشست می رود

    اینجا یکی برای خودش حکم می دهد

    آن دیگری همیشه به پیوست می رود

    وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

    وقتی میان طایفه ای پست می رود

    هرجند مضحک است و پر از خنده های تلخ

    بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود

    این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست

    تیریست بی نشانه که از شصت می رود

  6. سلام عمه جان!
    اخه داغ دلم رو تازه کردی عمه! این مراسم وداع رو ماهم داشتیم
    جات خالی بود وبد نبود بعداز مراسم وداع من دوستام رو دعوت کردم به صرف ناهار به منزل وبازم جات خالی یه ماکارانیه توپ براشون درست کردم(آخه دست پختم خیلی خوبه:دی)
    امیدورام شما ودوستاتون همیشه موفق باشین ومایه سربلندی افغانستان عزیز!

  7. سلام رضایی عزیز
    زیاد نمی دانم، ولی، فکر می کنم چند سال یکجا بودن و عین کسان را دیدن خسته کن است. نه؟
    نیست؟
    من هم می گویم که نیست، بعضی وقتها آدم برای، به قول ایرانیها، که برای خل بازی های بعضی ها هم دق می شود. ولی اینکه بخیر درست تمام می شود خبر خوشی است. اینکه از دوستانت کمی دور می شوی، درین دهکده ی جهانی، گپ زیاد بد نیست.
    امیدوارم مونوگرافت را بدون نگرانی از دست دادن دوستان به آرامی به پایان برسانید.
    شاد زی
    ر. محمدی
    کابل

  8. بعد از اینکه نظرم را که فرستادم دوباره خواندمش، بسیار گد و ود بود!!!
    نمی دانم با خواندن این نظر من هیچ مفهومی گرفته می شود یا نه؟!؟
    من خودم که چند روز بعد اگر بخوانم شاید هیچ چی نفهمم
    من edit نمی کنم!!!

  9. سلام بر عمه جان
    جدايي سخت و ناراحت كننده است ولي ميشود با ديدن آن عكس شاد شد مهم هدف است كه پيشرفت و كشور و آينده است
    خاطرت ماندگار بدرود

  10. سلام عمه حال من خوب است.
    خرج اینترنت هم ماهیانه است (((خوری نخوری یو شی دی))) مثلا» پشتو نوشتم
    صبح آمدم وخواندم اینقدر تاثیر گذار بود تا که تاحالا داشتم گریه میکردم.
    پناه بر خدا روز روشن دروغ نوشتم توبه توبه… .!!!
    به هرحال تشکرکه از ما احوال میگری این حقیر کم سعادت شدم.
    کلا» حوصله وبگردی ام کم شده پوزش.
    انشاالله شما هم موفق باشید.

  11. سلام عمه جان تشکر از ایتکه ده خانه کوچیک از
    ما امادی مه بسیار خوشحال شدم از حضور شما.
    شماادرس وبلاگتان رااشتباه وارد کدین ادرس وبتان را بگذارید تا بتونم شم رو لینک کنم من هم از اشتایی با شما خوشحالم و امیدوارم بتونم دوست وبلاگی خوب برای شما باشم من خیلی کارم تعریف نداره ولی با کمک شما عزیزان و دوستای خوبم
    امید وارم بتونم در این راه موفق بشم

  12. سلام
    نوشته هات رو دوست دارم
    هميشه خداحافظي كردن سخت است نمونش من كه هيچ وقت دوست ندارم از تو خداحافظي كنم

  13. سلام عمه جان
    از صبح تا حالا یکسره وبلاگ خواندم شاید 30 تای بشود.
    ا
    آپیدم فرصت شد یا علی

  14. من متاسفانه كه در روز گود باي پارتي خودمون غايب بودم به دليل اينكه پايان نامه اينجانب به مشكلات تخنيكي روبه رو شده بود. اين ليلي آتيش به جون گرفته حاضر بوده كه حالا اينقد ور مي زنه. رفته كابل خجالت هم نمي كشه يك زنگي، ميسدكالي، اس ام اسي.
    ديدي حتي از سيم كارت سوخته عمه هم خبر نداشته كه عالم و آدم به خاطر اين سيم كارت سوخته عمه علاف بودن.
    بعد، اين ليلي بوي مستقلي به دماغش خورده كه اصلا خبر نميگيره. آدم رو سگ بگيره جو نگيره ! خوبه حالا فقط سوار تاكسي شدي و تنها يه جايي رفتي. من بنده خدا كه هرروز سه تا تاكسي عوض مي كنم ميرم UN اصلا منو جو نگرفته.

  15. میبینم که…………. یو اِن ؟؟؟ سهم من را به حساب خودم بریز. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!!!
    اتفاقا آن روز من هم نبودم ، یادت هست جلسه کامپیوتر روم که بعدا استاد… زیرآب من رو زد؟؟؟ خلاصه اینکه من هم نبودم و فرنگیس تا یک هفته قیافه میگرفت برایم.
    اِنی وی ، من باید خبر بگیرم؟؟؟ من؟؟؟؟ سنگ نمانده که به قبر دوستان عزیزم نچینده باشم ! شما کلهم اجمعین خجالت نمیکشید؟ تازه توقع هم داره … توبه توبه…

  16. با سلام مي بينم كه من نبودم اينجا شده ميدان جنگ ستاره قطبي و ليلي( :دي)
    خوبه فقط خونريزي راه نيندازيد به جايش براي عمه دعا كنيد كه در اوان امتحانات سخت مريض شدم
    خدمت ستاره قطبي عرض كنم كه راست ميگه كيمياگر رفتن نرفتن شما به يو ان چه فرقي به حال ما دارد؟ منظورم اين است كه چه خيري از تو به ما دو نفر رسيده؟ يك شيريني هم كه ندادي
    من همش مثل يك مادر سهم ام از دوستي با شما ها نگراني هاي زندگيتونه هي دعا ميكنم كه عاقبت بخير شويد ديگر هيچ
    خدمت كيمياگر هم عرض كنم كه لطفا ياا كامنت داني ات را درست كن يا كه بيا هرات
    نوت هاي فيزيكم را لازم دارم براي امادگي تافل هم كه منبع خوب پيدا كردي بلند كن بيار مخصوصا ليسنينگ و وكبيولري !!!
    بيا اينجا كه همه گروهك تشكيل دادن عازم امريكا يند …. بسي خيال خام

  17. سلام عمه عزیز
    امیدوارم در لباس عافیت باشی
    پست جالبت را خواندم
    زندگی همین است دیگر زمان به سرعت میگذرد و فقط خاطرات مماند
    موفق باشید

  18. عمه جان لیلی نگو سرت ریشخندی مِکُنَن! بیخی چالاکَک شودی او دختر! چی گَپَست؟ هَه؟ زِخمیِه جنگ مَه شَوُم پَیسِشَه تو بگیری؟؟؟؟
    مَه خو پَسان خاد آمَدَم. یَگان هفته ی دِگَه هم باش تو.
    چی بَلا زَدیت ؟ اَگَه فِکِر کَردی خودَه دَ ناجوری بِزَنی بَرِت نمره مِتَن ….. بسی خیال خام! مَه ای کارَ کَدیم جواب نداد!!!(امتحان هندسه و فشار 12- و ناجُوانی استاده!)
    خو خَیر بان ای ناق ناق گَپار. میبینِم بِخَیر.

  19. سلام بر عمه ی بزرگ. سرکرده ی بچه های پر انرژی که میخوان وطن سازی کنن.
    شنیدم استاد راهنمات خیلی بدجور گیر داده واسه پایان نامه :دی
    خیلی دلم واسه وبلاگ و بقیه دوستان تنگ شده بود. امروز بعد از امتحان حوس کردم بیام و دوتا مطلب بخونم. انشالله به زودی و بعد از امتحانات پر از مطلب بر خواهم گشت.
    فعلا یا علی
    سوووز بشی

  20. سلام برشما ای دانشجویان عزیز.
    راستی یه سؤالی: تاحالا چقدردانش جوییدین؟ 😀
    واینکه خدمت شما عرض شودکه درهنگام کامنت نوشتن زیادخالی نبندین.(البته باعرض پوزش ازدرگاه عمه جان، امیدکه مارااوگارنکنند)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    به هرحال امیدوارم که همیشه موفق پیروزباشید.هوای عمه ماروهم داشته باشید.خیلی عمه خوبیه.من که تاحالا عمه عینکی نداشتم این اولیشه.
    ایام به کام وتابرنامه بعدخدانگهدارتان.

  21. سلام خدمت خواهر عزیزم

    چند مدت هست که از شما خبری نیست.
    دلم برایت تنگ شده

  22. تو اصلا عمه داشتی که عینکی باشه؟ بعدشم کو عینک ؟ گفتی ها باید برم یه چک آپ دیگر انجام بدهم چون خیلی وقت است که دیگر نمی زنمش

  23. salam ama khobi ? omidwaram shenakhta bashi
    wa omidwaram ke in bar dige sansoor nakoni !
    khob chand bar neveshtam nashr nashod , shayad moshkel in bode chon man az smartphone online mishodam comment nemiraft, be har hal ,
    az in ke darsat tamom shod barayat tabrik migoyam , omidwaram ke dar karobare zendegi ham mesle pohanton mowafaq bashi ,
    bezar yek khatere tarif konam dar ertebat ba to !

    roz hae awal ke shoma warede «mohite elmi pohanton ! wa pohanzai sains» shodin wa waqti ke man az to khaile badam miamad LOOOOOOL(kidding) , maa ba PROFOSOR DR.Alem ol Oloma «RAMUZI» yadash bekheir dars dashtim…. khob to mesle barq yehoo az dam senf rad shodi wa ba sedae boland seda zadi MA*******EE !!!! ,,, hame motavaje shodan , Ramuzi goft: (albate bebakhshid ha) «Ena ee dewana ra sai ko ! naw da pohanton amada ostaa bazi kada raist» (be laajei kabuli) hame khandidim …..

    mercy iz inke khandondi ma ra LoL(kidding)

    khob waqti ba ham namayandagi mikardim hes kardam kheili adame possitivi hasti
    wa az akhlaqet khosham omad ( por ro nashi ha LOOOOL)
    ,,
    az jomle chand nafar ke be senfe shoma man ehteram daram dar sadr to hasti
    hamishe shad , mowafaq wa sarboland bashi

    PEACE /////// and dont forget your friendz \\\\\\\\

    bye

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s