آیا من یک هزاره متعصب ام؟


در جواب يكی از پست ها به نام «اولين ديدار» عزيزی برايم كامنت گذاشت كه تو يك هزاره متعصب هستی
به اين فكر افتادم كه در اين باره يك مطلب بنويسم
ليلی عزيزم يك بار ديگر برای تو مينويسم و برای آن قسمت از روحمان كه به هم پيوند خورده و هر روز اين پيوند محكم تر شده به سوی ابديت ميرود به ياد آور بنای دوستی زيبايی كه هر دو در ساختمان كهنه و قديمی دانشكده تعليم تربيه در يكي از روزهای امتحان بنا كرديم و با همه سختی ها، تفاوت ها ،مشكلات،‌اختلاف نظرها به نگه داشتن اين پيوند كوشيديم در حاليكه من يك هزاره بودم
گفتی هزاره ی متعصبی و مرا نصيحت كردی كه همه ی افغانستان وطن ماست بايد ملی بيانديشيم تعصبات را كنار بگذاريم تا با هم و در كنار هم وطن را بسازيم اگر كس ديگر جز تو اينها را ميگفت شايد به خودم زحمت يك جواب ذهنی را هم نميدادم اما برای تو مينويسم ليلی چرا كه روح تو بيدار است ميشنود و درك ميكند
چرا من يك هزاره متعصب هستم؟
وقتی در ايران زندگی ميكرديم وضع مان از هر لحاظ از ايرانی های اطراف مان بهتر بود و توهين هايی كه به بقيه افغانها ميشد به ما نميشد اما به هر حال من يك افغانی بودم تو هم بودی و اين مرا به سوی جايی ميكشاند كه احساس بيگانه بودن يا مهمان بودن(و يا مزاحم بودن )در من بميرد.به وطن برگشتم ، تو هم برگشتی همه در نهايت برای يك هدف : احساس زيبای آزادی ، صاحب خانگی ،تلاش ِبا نتيجه برای آبادانی وطن خودمان ودر پايان زندگی با احساس برابری و برادری در كنار همديگر.
وقتی كه با اين احساس به وطن بازگشتم در اسلام قلعه پسركی كوچك كه كارش حمل بارهای مسافرين بود از كنارم گذشت ،از اينكه در اين سن مجبور بود كار كند آن هم سر مرز دلم برايش سوخت اما او در حين عبور با گفتن «هزاره» مرا خشكاند. تعجب نكردم اما غمگين شدم چنان كه تمام آرزوهايت يك باره بر باد رود. با خودم گفتم فرزند جنگ است،حتما آسيب های زيادی از جنگ های برادر با برادر ديده كه با ديدن چشمان من با اين احساس بد اين كلمه ی مقدس را به زبان آورد.اما اين شروع داستان ما بود.پس از آن ميديدم بعضی وقتها مردها و زنانی را كه با نگاه مرموز به من مينگريستند ، فكر ميكردم چون تازه از زندان مهاجرت خلاص شده ام اين طور نگاه ميكنند و برايشان عجيبم، كم كم كه خاك وطن به رويم نشست به جز آن يك باری كه پسرك گاری چی به من گفت «هزاره» . كسان ديگری‌هم به او پيوستند، افرادی كه ديگر نميشد حرفشان را به حساب نادانی بياورم ،يك دانشجو، يك رئيس فاكولته ،يك سرباز كه لباس نظامی ملی به تن داشت، يك معلم ، يك مدير دبيرستان .. هريك به زبان خودشان، اينها اما كسانی بودند كه هر كدام برای خود شخصيت قايل بودند ….كم كم فهميدم اطرافيانم همه زاييده ی تعصبند هر چند داغ های ظاهری جنگ از سرو و روی هموطنانم در حال از بين رفتن است اما چنان داغ های كهنه ای بر قلبهاشان است كه تا نسلها به فرزندانشان منتقل خواهند كرد. و اما ليلی عزيزم تعصب من ناشی از حس برتری و سالها غارت گری نيست ،هزاره ها مظلوم ترين قشر اين به اصطلاح جامعه هستند،تعصب من هزاره گرايی‌نيست،مظلوم گرايی است تو مثل من يك هزاره نيستی اگر تو هم اطرافت پر بود از كسانی كه سالها به ناحق به خاطر تنگی چشمان معصومشان مورد ظلم قرار گرفته بودند و هنوز هم به خاطر همين چرای بی جواب بر آنها ستم ميرود مطمئن باش كه به دفاع از حق می ايستادی
ليلی عزيزم زمانی من هم جهانی می انديشيدم و به يكسان بودنمان در برابر سرور كائنات وبه اينكه در قران نوشته بود همه برابريد،برتريتان در ايمان تان است.اما به وطن آمدم ديدم كه مجسمه های باميان كه نه مال من بود نه تو را به خاطر تنگی چشمان اش به بهانه ی اينكه زمانی پرستيده ميشده و میخواهند بت شكنی كنند نابود كردند چرا كه سندی واضح بر حضور و وجود من بود.و پس از اتمام جنگ اين زخم خنجری بود كه به اعماق قلب من نه، به روح تاريخ نشست. بعد ها معنی آن نگاه های مرموز هم وطنانم را فهميدم به خاطر چشمانم بود نه تازه واردی ام انگار كه اين وطن از من نيست انگار كه تاريخ همه دروغ ميگويد و روزگاری اسب پدران من بر تمام اين سرزمين نتاخته و گويی كه گوسفندانشان تمام مراتع اين كشور را به چرا طی نكرده اند.هزاره گرايی من عكس العملی در برابر هزاره زدايی بود.تو نشنيدی كه يكی ازروسای فاكولته های كابل اعلام كرده بود كه بايد فاكولته ها را هزاره زدايی كنيم.مگر هزاره غير از برابری و استيفای حقوق چندين ساله اش چيز زيادتری ميخواهد؟استفاده ی كلمه ی تعصب برای افرادی با احساس من بی معنا ست. از حس من بايد تقدير شود من در برابر ظلم تا آنجا كه در توانم بوده تا كنون ايستاده ام ، ما تا به برابری نرسيم و تا زمانی كه حقوق يكايك افراد اين وطن مساوی ادا نشود كی ميشود از عدالت سخن گفت؟ ليلی جان تنها جهانی انديشيدنم ريشخندی به همه ی‌مظلوميت های پدرانم است كه در طول تاريخ كشيده اند هنگامي كه آنها را به سخره بگيرم هويت ام چه ميشود؟ منی كه معتقدم همه ی افراد اين جامعه از ازبك و پشتو و تاجيك و هزاره و….همه بايد از حقوق يك افغانی،حالا اين حقوق هر چه كه ميخواهد باشد،برخوردار باشند و مجبورم از كسی كه ازاين حقوق محروم ميشود به دفاع برخيزم متعصب هستم اما كسی كه سالها جز چور و چپاول و ضياء حق ديگری كاری نكرده بدين واسطه كه كارش را ميكند چون زورش ميرسد و مثل امثال من صدايش در نمی آيد متعصب نيست؟ من يك هزاره هستم اگر بار ديگر هم به دنيا بيايم و هويتم اختياری‌باشد هزاره خواهم بود.نام هزاره به من نيرو و اميد ميدهد،هزارستانم را دوست دارم وتمام مردان و زنان اش را همانگونه كه افغانستان ام را.
برای تو مينويسم ليلی شرايط جامعه مرا به يك هزاره متعصب تبديل كرد اما روحم چيز ديگری ميخواهد، همان كه تو نصيحت كردی و همان كه روزی كه به وطن باز میگشتم در سر داشتم اما به آرزويم كه ميانديشم غمی سنگين بر وجودم مستولی ميشود چرا كه شايد عمر من برای تحقق اين خواسته كافی نباشد و زمانی بميرم كه هنوز هم به قول تو يك هزاره متعصب ام و برای جهانی انديشيدن زود است

Advertisements

9 دیدگاه برای «آیا من یک هزاره متعصب ام؟»

  1. salam man kasi hastam ke az hamin nahiye kheyli dar azab hastam hameye mardome afghanestan motaaseb hastan faqat hazare nest pashton ozaek tajik hame intorand leili jan hanoz shayad be shoma intor nagofte and ke salahetana bema bedin ma az shoma hemayat mekonim
    mahamin kar ra kardim va be ma az tariqe kochi haye mosalah hamle shod va ma chizi nadashtim ke az khod defa konim va aqaye karzai negah mikard ke bacheh va zanhaye bi gonah ma che jor koshte mishavad
    man ham mesle shoma dor az vatan bodam va hamin fekre shoma ra dashtam vali dakhele vatan shodam didam injoria ke man fekr mikonam ham nist bayad az khod defa konim
    leili jan man khodam dar zamane hameleye kochi ha anja bodam va agar to ham onja mibodi shayad az ame sangari ham taasobita mibodi
    dar kochi ha ra search kon va bebin ke agar sare shoma on roz biyayad mesle ma mishid ya na
    ke police va armi va kochi mosalah hazara bedone selah
    ama taasobi nest majbor mikonand ke bashe

  2. عمه عزیز!
    قصد من رنجاندنت نبود میدانی که راست میگویم نه؟
    این داستان تکراری نیست؟ کسی ظلم میکند ، یکروز داستان چپه میشود قدرت در دست مظلوم می افتد و او میخواهد تلافی کند …..و از آنجا که سیرکل آف لایف.. پس همیشه این داستان تکرار میشود در نتیجه هیچ کس روی آرامش را نمیبیند.
    من به هیچ وجه منکر مظلومیت قوم هزاره نمیشوم . در کل در افغانستان همه مظلومند و هروقت دستشان برسد ظالم میشوند و نمیگویم حق ندارند فقط از غریزه انسانی خود پیروی میکنند که میگوید چشم در برابر چشم.
    اما فکر کن اگر یک نفر اینکار را نکند چه میشود؟ از حق خود بگذرد و ظلم هایی که در حقش شده را فراموش نه بلکه ببخشد. و اینکار را آگاهانه بکند . دلت نمیسوزد به حال آن انسان بدبختی که به هزاره زدایی حتی فکر میکند؟ فکر کن دایره فهم این آدم به اندازه یک قاشق چایخوری هم نیست. من منکر ظظلم به تو نمیشوم اما از تو انتظار دارم متفاوت از دیگران فکر کنی. اگر تو نبخشی همانطور که همه میبینیم با وجود سرعت پیشرفت قوم هزاره در تمامی عرصه ها، 15 سال دیگر شاهد پشتون زدایی از پوهنتون ها خواهیم بود. اما اگر تو ببخشی شاید بتوانیم با صلح زندگی کنیم شاید بالاخره برادروار در کنار هم تحت نام افغانستانی زندگی کنیم. این داستان تکراری متوقف خواهد شد نه؟
    عمیق ترین خواسته من همیست و تو میدانی . و من هم میدانم که توقع زیادیست بخشیدن اما این را هم میدانم که تو متفاوتی. به دلیل همان پیوندی که در روحمان خورده میدانم!!!
    من میگویم تو به چشم افغان همه را ببین. کار سختیست ولی اگر نسل ما اینکار را نکند افغانستان تا ابدالاباد پارچه پارچه خواهد بود.
    جوابت را میخواهم .
    دلم برایت تنگ شده عمه جان!

  3. عمه خانم واقعا دیدگاه شما قابل قدر و طرز بیان شما نیز قابل تحسین است من تازه با وبلاگ شما اشنا شدم اما سعی میکنم همیشه نوشته های شما را مطالعه کنم امیدوارم موفق و سربلند باشید .

  4. سلام. تشکر از مطالب زیبا و مفیدتان عمه سنگری عزیز. کاش خواهرمان تعصب را یک طرفه نمی دید و یک جانبه قضاوت نمی کرد. گاهی طرز رفتار، گفتار و سنجش های دیگر عزیزان؛ ما را مجبور به متعصب بودن می کند. چرا گروهی به دلیل ترس از پیشرفت یک افغان (نی هزاره) در حالیکه از یک کیش و آیین هستند سنگ اندازی می کنند.آیا این برای آنها تعصب نیست اما برای ما تعصب است؟؟!!

  5. سلام!
    من عمه سنگری را نمی شناختم اما وقتی عمه سنگری در صدایی المان به رقابت پرداخت با او (وبلاگ عمه سنگری) آشنا شدم. یعنی اینکه برایی اولین بار بدینجا سرزدم و چند پست را مرور کردم. وقتی عکس پروفایل را نگا کردم و مطلب ان را خواندم فکر کنم یگ چنین چیزی بود: دختری از افغانستانم‌. از مردم هزاره!

    یادم از است با دوستی در فیسبوک جنجال کردم. او معتقد بود که عمه سنگری اگر می نویسد خوب بنویسد. اگر او برایی رآی می نویسد اصلاْ ننویسد. به هرصورت خیلی از دوستان در اون روزها تلاش می کرد تا عمه سنگری اول شود. امروز هم مرا فیسبوک بدینجا کشاند! چقدر دلم گرفت وقتی دیدم این (هزاره)حذف شده است. یعنی دختری از افغنستان است ولی این دختر دیگه آن هزاره نیست. این نوشته تان را مناسب دیدم تا این کمنت را بگذارم. به هرحال موفق باشید.

  6. salam amme jan! man ham ba shoma movafegh hastam ke hazareha morde zolm vaghe shode va mishavand an ham be tore sistematik ke tarikh khod govahe in matlab hast. amma yek soal az kimiagar ke miga shoma bebakhshid. khastam beporsam ke agar ghome khode shoma morede in zolm vaghe mishod che vakoneshi neshan midadid??? bahs bar sare 1 sal 2 sal nist . bish az 200 sal hast ke oza be din gona hast. va ma hardafa bakhshidim. bale ma hardafa khone pedaran va madarn va farzandane khode bakhshidim vali baz bad tar shod. kar az bakhshesh ter shoda . melati ke farghe baine kasi ke khjedmat mekona ba kasi ke entehar mekona ra namefama che gona az anha tavaghoe azad andishi dashta bashim. he vaghean tafakore shoma besyar sathi va bish az had sadelohane hast. pishnahad mikonam kami tarikh motalea konid Kimiagar.

  7. سمیه جان ارجمند سلام
    امیدوارم که قلمت همیشه بهاری و روحت آزاده خواه بماند
    من از تو توقع ندارم که تو بحیث یک هزاره، برخیزی و از یک پشتون دفاع کنی ویا از ازبک و تاجیک و…
    من کاملا با تو موافقم که یک هزاره باید از حق هزاره ی که واقعا مظلوم قرار ګرفته است باید دفاع کند
    و یک حرفی را هم من به شما ګوشزد کنم که ددر افغانستان تنها هزاره مظلوم واقع نشده است، بلکه تمام ملت افغانستان مظلوم هستند.
    امروز رهبر پشتون از نام و رای پشتون استفاده میکند، وقتی بقدرت رسید دیګر پشتون را فراموش میکند. کشتار و بی سوادی
    پشتونها درین دهه ی تحول مصداق حرفم است، من تا بحال نشنیده ام که مکت هزاره یا تاجیک و ازبک ماین ګذار شده باشد و یا معلم هزاره در راه مکتب شهید شده باشد و یا هم نصف شبی آمریکاییها به خانه ی هزاره و یا تاجیک و ازبک ریخته باشد، بی عزتی کرده باشد و یا بی ګناه آنها را به قتل برسانند. این پدیده ایست که هر خانه ی پشتون، بدون استثنا شاهد آن بوده است. ولی بر دیګر ملیت ها اګر شده مواردی نادر است.

    رهبر هزاره بخاطر موقف خودش نام هزاره را بر سینه میزند

    رهبر ازبک و تاجیک و… بخاطر موقف خودش از قوم خود سوی استفاده میکند.

    امروزه ببینیم که اطفال هلمندی و فراهی و کندهاری در ولسوالی ها و حتی در مراکز ولایات شان مکتب و معلم ندارند، ولی پسران سیاستمداران، وزرا و خاینین حکومتی های پشتون در آمریکا و کمبریج و نیجرسی ماستری و دوکتورا میګیرند، اګر از خون ملتش نیست، پس این دارایی را از کجا بدست آورده است؟؟؟
    منصب داران تاجیک و هزاره و … همچنین
    امروز هزاره ی اروزګان برای سیرکردن شکمش نان ندارد، ولی خلیلی صاحب یک میلیون دالر کرایه حویلی از دولت میګیرد.
    ترکمن و ازبک بیچاره در سرمای سوزان بلخاب و زیر سیل دریای در کلدار میمیرند، ولی باتور دوستم در موتر ذرهی میګردد.
    و…
    از کی و از کجا بګوییم.
    ما نسلی که باهم قربانی امیال رهبران خود فروخته خود شده ایم، نباید با هم تعصب داشته باشیم، اګر باشد، این تعصب بین آدمهای بیسواد و نادان باشد، از من و توی باسواد باید بعید باشد که این مسایل را دامن بزنیم.

    باید همه با یک صدا، ملبت های با هم مظلوم واقع شده ی خود را از ین منجلاب بدبختی بکشیم و بسوی تعلیم و تعلی سوق و تشویق کنیم.
    از سمیه جان عزیز هم میخواهم که به مبارزات خود همینطور ادامه بدهد ولو اینکه به قیمت جانش تمام شود.
    پیامبر ما ذلت و زحمت را تحمل کرده ولی از مبارزه دست نکشیده است.

    من در کنارت هستم، هم تشویقت میکنم و هم همکاری ات
    شاد و موفق باشید عزیزدل

    در آخر میخواهم تشکری کنم ازینکه متن طولانی مرا به دقت خواندید

  8. سلام از اینکه وبلاگ من را دنبال می‌کنید متشکرم، نظر شما برایم بسیار قابل قدر است، خیلی‌ کم پیش میاید که کسی‌ اینطور مثل شما بیطرفانه نظر بدهد، کشور ما به آدمهایی مثل شما نیاز دارد. باعث افتخار من هستی‌.

  9. همچنین استعداد و افکارت برایم قابل قدر است.
    افغانستان به افکار باز نیاز دارد
    و افغانها فعلا به محبت و صمیمیت نیاز دارند نه به تهمت و تبعیض و تعصب

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s