اگر گفتید کیه ؟


در یازده دسامبر 1931 به دنیا امد و در 19 ژانویه 1990 درگذشت.(یعنی پنجاه و هشت سال عمر کرد).زندگی زیبایی داشت آکنده از عشق ، شجاعت، وقار و شوخ طبعی ( فقط همین شوخ طبعی اش به من رفته بوده ). ژان لایل در مجله vogue در باره ی او می نویسد: او مردی است مهربان و شفیق ، درنهایت صداقت … یکی از باهوش ترین ، ادیب ترین پر مغزترین سخنورانی است که تا به حال دیده ام(اینا که همه خصوصیات من بود!!! ولی من نیستم چون دارم نفس می کشم هر چند شاید زنده نباشم تازه گفت مردی… من که خانم هستم ). وی در سن بیست و یک سالگی به نور حق مشرف شد (علی شریعتی  هم که نبود این گزینه را هم حذف کنید)از آن پس کمر همت بر آن بست تا آنچه خود ازآن بهره مند شده به دیگران نیز منتقل کند. تصویر ذهنی او از انسان ایده آل امروزی «زوربای بودایی» بود ،ترکیبی از زوربا شخصیتی زمینی و اهل خوشگذرانی های دنیوی ،با بودا که مظهر طریقت معنوی است (خوب حامد کرزی هم که حذف شد).از سال 1963 به سخنرانی در اقصی نقاط هند پرداخت و روشهای عملی برای مراقبه جهت دگرگونی و ارتقای معنوی انسانها ابداع کرد(احمد حلت هم که نبود چون هند نرفته ). در سال 1974 کمون خویش را در شهر «پونا » در هند بنیان نهاد و مردم زیادی به ویژه از غرب به آنجا سرازیر شدند.مدت 35 سال به تعلیم وتربیت پرداخت.او در طول زندگی در تمام زمینه های مربوط به پیشرفت خود آگاهی آدمی از قبیل مراقبه، عشق، زندگی ، مرگ، علوم و فلسفه ،روانشناسی ،تعلیم و تربیت،خلاقیت و روابط بین آدمها سخن رانده است.(خواننده عزیز خودتان را نیز حذف کنید چرا که شما و این همه زمینه که در آن سخن برانید؟!). نام پدری اش راجنیش و لقب اش «باگوان» است.باگوان به معنای آقا و سرور است. و در کتابها او را به نام «باگوان شری راجنیش» یاد می کردند(خوب به سلامتی که غظنفر هم حذف شد)؛شری لقبی احترام آمیز به معنای «معظم و مقدس است».وی در سال 1989 به دلیل سوء تعبیرهایی که شده بود لقب باگوان را از پیش نام خود برداشت(امیدوارم که شناخته باشید معما دیگر تمام شد اگر نشناختید هم به روی خودتان نیاورید اسمش را هم خودم گفتم جایزه اش هم مال خودم ).و از آن پس پیروانش او را اوشو خواندند اوشو بر گرفته از oceanic به معنای غرق شده در اقیانوس است و اوشو به معنای کسی است که این پدیده را تجربه کرده است .در فرهنگ کهن خاور دور نیز این کلمه به معنای «شخص متبرک و ملکوتی ،کسی که آسمان بر او باران گل می باراند» می باشد.وی در همان سال راجنیش را نیز از نام خود برداشت چرا که نمی خواست نمایانگر فرقه یا آیین خاصی باشد.در 1981 به آمریکا سفر کرد اما تعدد طرفدارانش دولتمردان امریکا را ترساند و او را مجبور به ترک آنجا کرد.جالب اینجاست که وی هیچ کتابی به اسم خود منتشر نکرد ولی حدود 600 کتاب به اسم اوشو در جهان منتشر شده است ولی حدود 7000 نوار کاست و 1700 نوار ویدئویی از او موجود است.و بالا خره در سال 1990 کالبد خاکی خود را ترک گفت .

زندگی چیزی است غیر ممکن ؛ نبایستی باشد، ولی هست. بودن ما ،درختان، پرندگان، اینها همه معجزه است. واقعا معجزه است. برای اینکه کل کائنات بی جان است. میلیونها و میلیونها ستاره و میلیونها و میلیونها منظومه شمسی همگلی فاقد حیات هستند. فقط بر روی زمین، این سیاره ی ناچیز که در مقایسه با کل کائنات ذره ای بیش نیست حیات و زندگی به وجود آمده است. زمین خوش اقبال ترین مکان در کل هستی است، چرا که در آن پرنده ها می خوانند،درختان رشد می کنند و شکوفه می دهند ، انسانها عشق می ورزند، آواز می خوانند ، می رقصند. واقعا که اتفاقی غیر قابل باور رخ داده است. (اشو)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s