ما و سرنوشت


چیزی که قسمت باشد
مطمئنا اين جمله را شنيده ايد و يا چندين بار استفاده كرديد اما هيچ وقت به اين فكر كرديد كه اگر كسي از شما بخواهد منظورتان را توضيح بدهيد در جواب چه خواهيد گفت؟
مي شود از اين جمله چنين برداشت كرد: سرنوشت دست ما نيست كس ديگري وجود دارد كه سرنوشت ما را به طور كامل و تمام در اختيار دارد و همان ميشود كه او مي خواهد پس تقلا بي فايده استبا كدام يك از اين جملات مخالفيد؟
حالا بشنويد نظر عمه را در اين باره
موافقم كه سرنوشت ما را خدا تعيين ميكند اما با اين توافق طوق اعتقاد به فلسفه جبر را هم به گردن نمي آويزم چرا كه اگر چه خداست كه سرنوشت ما را تعيين ميكند و خدا را شكر كه او اين كار را ميكند اما اين جا يك اماي اساسي وارد است و آن اينكه، اما :اعمال ،افكار ، اعتقادات ، خواسته هاي ما در تعيين سرنوشتمان تاثير دارند و دخيل اند (در حالي كه معتقدين به فلسفه جبر تلاش را بي نتيجه ميدانند)
واقعا هم همان ميشود كه او ميخواهد چرا كه او هم ازآينده و هم از گذشته ما با خبر است و ميداند آنچه كه ما هم اكنون ميخواهيم به نفع ماست يا خيرو هيچ تقلايي نيز بي نتيجه نيست انسان چيزي جز سعي وتلاشش نيست،كمي به زندگي خود عميق شويد آيا همان كه در راهش تمركز كرده ايد و سعي نموده ايد نيستيد
با اين همه ممكن است اين سوال پيش بيايد كه چرا بعضي وقتها آنچه ما ميخواهيم نميشود ؟ با اين كه تلاش ميكنيم، حتي دعا ميكنيم! براي توضيح اين جمله فقط ميتوانم بگويم :وقتي براي قسمتي از سرنوشتت كه خيلي برايت مهم هم است تلاش ميكني و از خدا ميخواهي كه كمكت كند،نتيجه اين خواستن و دعا كردن اين است كه ،اگربرايت خوب باشد وخوشبختي ات را به همراه داشته باشد دعايت مستجاب ميشود، گاهي براي رسيدن به آن خواسته بايد زماني بگذرد پس بايد صبر كني در نتيجه استجابت دعايت به تاخير ميافتد، گاهي هم چيزي كه هم اكنون ميخواهي و احساس ميكني كه با داشتن آن خوشبخت تر خواهي بود در حقيقت آن طور كه فكرميكني نباشد و ممكن است به بعضي از جوانب آن اصلا پي نبرده باشي كه برايت خوشبختي نمي آورد اين دعا مستجاب نميشود ولي خدا به جاي آن چيز بهتري به تو خواهد بخشيد

Advertisements

2 دیدگاه برای «ما و سرنوشت»

  1. سالها پیش دنبال خواست های مشخصی می افتادم و دعا های متمرکزی می کردم. چیزی را که می خواسته بودم، به هیج وجه به شبیه آن قانع نبودم و هی تلاش می کردم تا همان را دریابم. سالها گذشت تا دانستم که نسبت به خیر و شر خودم ناآگاهم. و دانستم که سخت و سفت افتادن دنبال هدف، خوب نیست، حالا از آن کله شخی ها دست برداشته ام و دعا می کنم که خدایا هرچه به خیرم تمام می تواند شد را عنایت گردان و من وظیفه ی خودم می دانم که آنچه را که بر من می رود مدیریت کنم. حالا مدیر موفق زندگی ام استم.

    سپاس از عمه برای همه قدم ها و قلم هایی که تا ایندم برداشته است.

    شجاع مستقل
    کابل افغانستان

  2. خوشحالم که جز مثبت اندیشان جامعه ما هستید.جامعه به افرادی مثل شما نیاز دارد البته اگر واقعا همان که گفتید باشید با عمه همراه باشید برای ارایه یک وبلاگ سرشار از مثبت اندیشی و توانگری

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s