عشق چیست


چند روز پيش در وبلاگ آقاي طاهري»بهشت گمشده من» به اين سوال برخوردم ،عشق چيست؟وشب كه داشتم» يك عاشقانه ي آرام» نوشته ي نادر ابراهيمي را ميخواندم اين مطلب را ديدم گرچه نظر من را كاملا بيان نميكند اما به نظرم جالب آمد كه در جواب احمد بنويسم

عشق،يك عكس يادگاري نيست، يك مزاح شش ماهه يا يك ساله نيست. واقعيت عشق در بقاي آن است حقيقت عشق در عمق آن، واين هر دو در اراده ي انساني است كه ميخواهد رفعت زندگي را به زندگي باز گرداند. من دختران و پسران بسياري را ميشناسم كه تمام هدف شان از طرح مساله ي عشق(زميني)، رسيدن است. عجب جنجالي به پا ميكنند! عجب درگير ميشوند! اعتصاب غذا. تهديد به خودكشي. قرص هاي خواب آور.تهديد.گريه.سكوت.فرياد…وسرانجام رسيدن. مشكل اما از همين لحظه آغاز ميشود.وقتي هدف اينقدر نزديك باشد_گرچه كمي هم دور از نظر مي رسد_ بعد از زماني كه برق آسا ميگذرد،ديگر نميدانند چه بايد بكنند.با اولين شست و شوي پرده ها،لب پر شدن بشقاب ها،بوي كهنگي گرفتن جهيز،مي مانند معطل.قصد بي حرمتي هم كه ندارند. بي حرمتي،فرزند كهنگي ست،فرزند تكرار.اين را بايد ميدانستند كه رسيدن، پله ي اول مناره يي است كه بر اوج آن،اذان عاشقانه ميگو يند. برنامه اي براي بعد از وصل.برنامه اي براي تداوم بخشيدن به وصل.از وصل ممكن و آسان تن به وصل دشوار و خطير روح. برنامه اي براي سد بندي قاهرانه در برابر خاطره شدن. برنامه اي براي ابد. براي آن سوي مرگ. براي بقاي مطلق. براي بي زماني عشق…

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s