حرف های من و ذهنم
اینقدر داخل این وبلاگ نوشتی و نوشتی.
تا کی ؟
امروز از صبح تا الان که نان چاشت دارد اماده میشود صفحه پیشخوان وبلاگت باز بود.
و تو دنبال سوژه میگشتی که چیزی بنویسی.
یعنی اونقدر وضعت خرابه و حرفی برای گفتن نداری که اول میروی فیس بوک وتویتر و چند تا سایت خبری را پشت سر هم باز میکنی تا ایده بگیری؟
تو که اینطوری نبودی.
چند وقت دیگر شاید یک مسابقه وبلاگ نویسی برگزار بشه.
و تو بعد از دو سال نوشتن حتی شانس کشاندن داورها رو به ارشیو این لامسب نداشته باشی.
اوه من در تعقیب جو، جو در تعقیب من.
کو مسابقه بابا؟
من که برای مسابقه نمی نویسم مگر تو این دو سال چند تا مسابقه شرکت کردم؟
( خبر نداشتی اگر نه اینکارو میکردی اگه راست میگویی چرا میخواهی به انگلیسی هم بنویسی)
عجب ذهنی هستی تو! میخواهم انگلیسی ام قوی شود همین به جان عمه.
مردم این همه مطلب از کجا میارن؟
لاحول و ولا…
باز مقایسه کردی مره؟
خو خو دیگه مقایسه نمیکنم
بگذار به کارم برسم
بگذار این چرت و پرت ها را تایپ کنم مردم از گشنگی.
نظرات دوستان